تبليغاتX
ذهن زیبا





مرد سالاری و تلاش بیهوده ی زنان

چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388

در قرون اخیر زنان هیچ چیز به دست نیاورده اند جز اینکه به مردان درجه سه تبدیل شده اند.....فلورانس نایتینگل

در اینکه بین مرد و زن اختلاف های بسیار عمیقی چه به لحاظ فیزیکی و چه به لحاظ روانی وجود دارد هیچ شکی نیست. دیگر خیلی قدیمی شده که بعضی ها زور می زنند با دلایل بی ثبات و ساختگی ثابت کنند که بین مرد و زن فرقی وجود ندارد!(فمنیسم موج دوم). از طرف دیگر تقریبا واضح است که دنیای امروز ساخته ی دست مردان است. اکثر فعالیت های اجتماعی دنیا را مردان به وجود آورده اند. حال سوالی که پیش می آید این است: با وجود اینکه اکثر فعالیت های اجتماعی دنیا توسط مردان و بسته به نیاز آنها به وجود آمده، چرا زن ها تلاش می کنند که به عبث و بیهوده در این فعالیت ها شرکت کنند؟

چند نمونه :

1- ورزش: تا به حال به المپیک نگاهی انداخته اید؟ چرا زنان از مردان جدا هستند؟ دلیلش این نیست که اگر زنان با مردان به رقابت می پرداختند، پای هیچ زنی به المپیک نمی رسید؟ هیچ توجه کرده اید در هیچ رشته ای در المپیک رکورد های زنان به هیچ وجه قابل مقایسه با مردان نیست؟ این ورزش ها ساخته ی دست مردان است و بنابر توانایی های آنها شکل گرفته نه توانایی های انسان به طور عام. شرکت زنان در این مسابقات و تلاش برای همسان شدن با مرد چیزی به جز تحقیر برای آنها به همراه ندارد! بهتر نبود زن ها رشته های مخصوص به خود و مطابق با توانایی های زنانه در المپیک درست می کردند تا با پیروزی در آنها و برتری بر مردان در این رشته ها از این تحقیر و زور زدن بیخود رها شوند؟

2- فلسفه: فلسفه را هم مردان به وجود آوردند. بر حسب توانایی های فکری و ساختار مغز خودشان. تا به حال توجه کرده اید که فیلسوف مشهور زنی در تاریخ وجود نداشته؟ ورود زنان به عرصه ی فلسفه همیشه با تحقیر مردان همراه بوده و باید اعتراف کرد که در این راه هیچ توفیقی هم به دست نیاورده اند و با این وصف برای اینکه شبیه مردان شوند همواره در حاشیه ی این امر به فعالیت پرداخته اند غافل از اینکه اگر تا ابد هم تلاش کنند توفیقی در انتظارشان نخواهد بود ... بهتر نبود به جای سعی در فهم فلسفه ی مردان و تقلید از آنها در نحوه ی تفکر، زنان روشی از فکر کردن مبتنی بر ساختار و توانایی های ذهن خودشان ابداع می کردند تا در آن حیطه ی فکری تحقیر و به حاشیه رانده نمی شدند؟

3- شغل: به لحاظ پزشکی ثابت شده که دوره ی نوسانات روحی یک مرد تا رسیدن به حالت اول بیست و چهار ساعت است. یعنی مرد پس از بیست و چهار ساعت به حالت فبلی خود در بیست و چهار ساعت پیش بر می گردد و به قول معروف رفرش می شود. در حالیکه تناوب روح زنان بسیار بلند تر و نامنظم تر از مردان است و یک زن پس از بیست و چهار ساعت به هیچ وجه شبیه بیست و چهار ساعت قبل نیست و حتی بدن زن هم این دوره ی تناوب بلند را عملا نشان می دهد. نظام شغلی و کاری سرمایه داری دقیقا مبتنی بر توانایی های مردان و خواست های آنها به وجود آمده و حتی این دوره ی تناوب را هم برای مردان در نظر می گیرد. اکثر موقعیت های اداری از مدیریت گرفته تا پادویی مناسب حال مردان خلق شده اند اما چون سرمایه داری به نیروی کار بیشتری احتیاج دارد سعی در مردانه کردن زنان و تلقین این مطلب به آنها دارد که با مردان هیچ تفاوتی ندارند و می توانند همه ی کارهای مردانه را انجام دهند. بهتر نبود زنان شغل های مخصوص به خود را به وجود می آوردند؟ شغل هایی که با روحیه و احساسات آنها و دوره ی تناوب روحی آنها سازگار باشد؟

به نظرتان می شود این لیست را تا بی نهایت ادامه داد؟

البته همینطور که معلوم است منظور من اصلا این نیست که طبق سنت زنان را به پستو برانم بلکه کاملا بر عکس، معتقدم که زنان باید به اندازه ی مردان فعال باشند اما در زمینه هایی که تحت تاثیر فرهنگ مریض مردسالار به وجود نیامده بلکه بر حسب توانایی ها و خواست های روحی زنان ساخته شده است. آیا پس از اینکه به این لیست فکر می کنید ناخودآگاه جمله ی گفته شده از فلورانس ناینتینگل را تایید نمی کنید؟

 
 



    تز : ادبیات
    آنتی تز : تاریخ
    سنتز : مهندسی عمران...
    ...
    تز : مهندسی عمران
    آنتی تز : موسیقی
    سنتز : فلسفه...
    ...
    تز : فلسفه
    آنتی تز : روانکاوی
    سنتز : داستان نویسی...
    ...
    شاید از نظر شما بین تز و آنتی تز های من هیچ سنخیتی نباشه... اما حقیقت همینه که گفتم!!!...

    پ.ن.: لطفا کسانی که امر بهشون مشتبه شده مطالبی رو که من در موردش صحبت میکنم ارث پدرشونه توجه کنن:
    این مطالبی که اینجا میبینید:
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه

    dreamophobia@yahoo.com



Blog Skin