![]() |
|
![]() |
|
|
قیام مزدکیان (11)شنبه بیست و نهم فروردین 1388
پادشاهی قباد، ظهور و سقوط مزدک بامدادان:
هنگامی که قباد به پادشاهی رسید، حاکم اصلی ایران زرمهر بود و اشراف و نجبا بسیار قدرتمند شده بودند و قباد در صدد بود که به گونه ای از این قدرت بکاهد. از طرفی شرایط قحطی در مملکت و ادامه ی اصلاحات اشتراکی که پیروز بنا گذاشته بود باعث شد، جریان "درست دینی" که چندین سال پیش از این به وجود آمده و در لایه های زیرین اجتماع به حیات خود ادامه داده بود، در این شرایط مناسب علنی گردد و توسط پادشاه که در پی کاهش قدرت اشراف بود مورد پذیرش قرار گیرد و آزادانه به تبلیغ بپردازد و ارکان اجتماع ایران را به لرزه در آورد. در ابتدای حکومت، زرمهر همچنان در اداره ی امور مملکت دخالت می کرد. از طرفی هم رقابتی بین زرمهر و شاهپور که در این زمان سپاهبد ایران بود، در گرفت و قباد برای اینکه از استیلای مرد خطرناکی مانند زرمهر نجات یابد، در نهان با شاهپور یار شد و زرمهر را به هلاکت رساندند. این عمل در کنار گرویدن صریح به آیین مزدکی، باعث خشم و نگرانی بزرگان و اشراف شد. آگاسیاس می گوید:"این شهریار می خواست تاسیسات اجتماعی را واژگون کند و در معاش مردمان انقلابی پدید آورد و رسوم و آداب باستانی را بر هم زند". اینکه مزدک تعالیم خود را به مزدک عرضه کرده باشد و در دربار پذیرفته شده باشد، در هیچ منبعی ذکر نشده اما اصلاحات اشتراکی قباد امری کاملا بدیهی ست. این اصلاحات مورد توجه طبقات پایین تر جامعه قرار گرفت زیرا در وضعیت اسف بار کشور، اختلاف طبقاتی فاحش بین نجبا و مردم عامه به بارز ترین شکلی نمایان شده بود. در اثنای این هرج و مرج، که از زمان پیروز و ولاش ادامه داشت، ارامنه سر به شورش برداشتند و از طرفی امیر حیره که به قباد وفادار بود مغلوب شد و قبایل عرب، از جنوب به ایران هجوم آوردند. این اوضاع و همچنین تضعیف نجبا و روحانیون که در سایه ی آموزه های مزدکی به حاشیه رانده شده بودند، باعث شورش نجبای پایتخت شد و قباد از سلطنت خلع گردید و زندانی شد. ابتدا رای به کشتن وی دادند اما در نهایت او را به زندان فراموشخانه سپردند. پس از دو سال به یاری یکی از سرداران مزدکی خود، به نام سیاوش، از زندان گریخت و به هپتالیان پناه برد و با یاری لشکری از آنها به پایتخت برگشت و برادر خود، جاماسپ را، خلع نمود و تخت و تاج خود را به دست آورد. از اوضاع مملکت در زمان جاماسپ اطلاعی در دست نیست. پس از برگشتن به پادشاهی، قباد رویه ی اعتدال و احتیاط را راجع به مزدکیان پیش گرفت بدین صورت که به صورت علنی از آنها پشتیبانی نمی کرد اما در مقابل اعمال اصلاح طلبانه ی آنها نیز سکوت می نمود. از طرفی جنبش مزدکی با ابتدای خود بسیار فرق کرده بود و انقلابیون گستاخانه تر رفتار می کردند و گاهی باعث هرج و مرج و خرابی و آشوب می شدند. اکثر تجاوزاتی که از این قوم نقل می کنند، مربوط به همین دوره از زندگی این فرقه است. در این میان سردار مزدکی مقرب در درگاه قباد، سیاوش، برای عقد قرارداد صلح رهسپار روم شد که در این کار موفق نبود و اشراف از این موقعیت استفاده کرده و وی را محاکمه نموده و به دستور قباد به هلاکت رساندند. این اولین اقدام صریح و مستقیم قباد علیه مزدکیان بود. این اتفاق ضربه ی بزرگی به پیکر فرقه ی مزدکی وارد آورد. در این زمان مزدکیان به شدت قدرتمند شده بودند و از آن حالت نظری و دینی در آمده بودند. رهبرانشان که دیگر بی غرض هم نبودند، آزادانه به حریم اشراف تجاوز می کردند و به تعدی و زورگویی دست می زدند. شورشیان وارد خانه ی مردم می شدند و به اموال مردم دست درازی و زن ها را تصرف می کردند. از اصلاحاتی که خسرو مجبور شد در مقابل اعمال مزدکیان انجام دهد، می توان به میزان خرابی و هرج و مرجی که اینان به بار آوردند پی برد.قدرت مزدکیان به جایی رسیده بود که برای خود مراتب روحانیت انتخاب می کردند و شخصی را به عنوان رئیس روحانیون انتخاب کردند. این هرج و مرج ها در مسئله ی جانشینی قباد به اوج خود رسید. قباد سه پسر داشت که اولی به نام کاوس طرفدار و حامی فرقه ی مزدکیه بود و دومی به اسم جم از یک چشم نابینا بود و سومی که قصد داشت او را به عنوان جانشین انتخاب کند خسرو بود که به شدت مخالف جنبش مزدکی بود. مزدکیان نقشه ای کشیدند که طی آن، کاوس علی رغم میل قباد به پادشاهی برسد. این نقطه ی پایان جنبش مزدکی در عهد ساسانی بود و جام صبر قباد و بزرگان و مخصوصا خسرو لبریز شد. همه ی بزرگان و روحانیون مزدکی را در جلسه ای که با شرکت بزرگترین روحانیون زرتشتی برگزار می شد، دعوت نمودند و پس از مجاب و محکوم کردن آنها، به فرمان خسرو بر آنها تاختند و دست به قتل عامشان زدند. تمام روسای مزدکی در این میان کشته شدند و بقیه ی هواخواهان مزدکی در سراسر کشور که بدون فرمانده و رهبر مانده بودند، پراکنده شدند و به لایه های زیرین اجتماع خزیدند. و این پایان کار مزدکیان در عهد ساسانی بود. |
|
![]() |
|
![]() |
ذهن زیبا
نقطه ای دلخواه، در مثلث یونگ - نیچه - کافکا




