تبليغاتX
ذهن زیبا





قیام مزدکیان (10)

جمعه بیست و هشتم فروردین 1388

آیین مزدکی:

 

اکثر منابع به استثنای شهرستانی در مورد خداشناسی مزدکی سکوت کرده اند.

آنگونه که از روایات شهرستانی بر می آید:

مزدکیان به دو اصل آغازین یعنی روشنایی و تاریکی معتقد بودند. به روشنایی دانش و حس داده شده است و هر کاری که می کند با اختیار است اما تاریکی نادان و نابیناست و آنچه می کند به خبط و اتفاق است. آمیرش این دو بر آیند حادثه ی محض است و جدایی آنها هم اینچنین است.

مزدکیان به سه عنصر آب و آتش و خاک عقیده داشتند. و هنگامی که این سه عنصر با هم در آمیزند مدبر خیر و مدبر شر پدیدار می شود. خدای بزرگ در جهان بالا بر تخت خود نشسته  همچنانکه در جهان پایین شاهنشاه بر تخت می نشیند. در محضر او چهار نیرو حاضر است : تمیز و فهم و حفظ و شادی. همانگونه که چهار نفر پادشاه را خدمت می کنند: هیربدان هیربد، موبدان موبد، سپاهبدو رامشگر.

این چهار نیرو به یاری هفت وزیر به نام های: سالار (رئيس) و پيشكار (سرپرست) و بارور (باربر؟) و پروان (مامور) و كاردان (كارشناس) و دستور (مشاور) و كودگ (غلام و خادم)، که در درون دایره ای از دوازده نیروی روحانی به نام های : خواننده، دهنده، ستاننده، برنده، خورنده، دونده، خيزنده، كشنده، زننده، كننده، آينده، شونده و پاينده، فعالیت می کنند، به اداره ی جهان می پردازند.

هرگاه این چهار و هفت و دوازده در کسی جمع شود آن شخص ربانی شده و تکلیف دینی از او بر می خیزد. خداوند با نیروی کلمات جهان را اداره میکند و از این کلمات اسم اعظم به دست می آید. کسانی که از این حروف (رازهای مزدکی) چیزی در یابند به راز بزرگ پی می برند و کسانی که بی بهره بمانند در مقابل آن چهار نیرو به کوری و نادانی و فراموشی و کودنی می رسند.

معتقدات مذهبی مزدکیان را بر اساس روایت و گزارش شهرستانی میتوان به این صورت خلاصه کرد:

1- اعتقاد به ثنویت بنیادی که جدا از دوگانه انگاری زرتشتی(ساسانی) و مانوی نیست.

2- باور داشتن به عناصر سه گانه که می توان آنرا با چهار عنصر زرتشتی و پنج عنصر مانوی مقایسه کرد.

3- اعتقاد به منزه بودن خدای بزرگ با توجه به دو مدبر خیر و شر.

4- اعتقاد به عالم بزرگ روحانی که جهان خاکی مظهر کوچک و انسان مظهر کوچکتر آن است.

5- اعتقاد به نیروی نمادی حروف و کلمات و اعداد که کلید دانش هستند.

6- عقیده به اینکه به محض به وجود آمدن شناخت مکاشفه ای از راز، تکلیف شرعی برداشته می شود و فرایض دینی معنی ظاهری خود را از دست می دهند.

 

بیش از این چیزی از منابعی که راجع به مزدکیان قبل از اسلام است نمی توان یافت اما از آنجا که دین مزدکی پس از اسلام نیز دوام آورد و بعد ها به صورت خرمدینان نمایان شد، با بررسی منابع و اعتقادات آنان می توان به اهم آموزه های مزدکی دست یافت.

احسان یار شاطر(تاریخ ایران کمبریج ج3 ص 469) پس از بررسی منابعی که راجع به خرمدینان و دیگر مزدکیان پس از اسلام نوشته شده است و مخلوط نمودن آنها با گزارش شهرستانی به خلاصه ای از مهم ترین آموزه های مزدکیان رسیده است:

 

جهان شناسی:

1- اعتقاد به دو اصل آغازین روشنایی و تاریکی

2- تاریکی همچون شکل فاسد شده ی روشنایی

 

خدا شناسی:

1- انکار اینکه خدا پروردگار فعال است.

2- وحدت ضروری همه ی مظاهر پیامبران، فرستادگان و فرشته گان

3- غیبت و بازگشت ایزدی

4- تداوم وحی

5- شناسایی امام به منزله ی جوهر دین(اشاره ه ایمان بدون انجام تکالیف دینی)

6- معنی باطنی کتاب های مقدس

 

معاد شناسی:

1- انکار رستاخیز و داوری روز باز پسین

2- تناسخ به معنی راستین رستاخیز

 

اخلاق:

1- نهی از خونریزی مگر در قیام

2- تسامح در برابر نظرات دینی فردی در چارچوب کلی ایمان

3- نیکی و خیر اندیشی در حق دیگران

4- برخورداری از خوشی ها بدون آسیب رساندن به دیگران

 

شعایر دینی:

1- اهمیت پاکی و طهارت

2- به کار گرفتن شراب و نان در آیین های ازدواج، بیعت و مانند آنها

3- آغاز انجمن های دینی با تبرک جویی از پیشوایان روحانی

4- نماز

 

بیش از این چیزی از خداشناسی و اعتقاد به دنیای دیگر را نمی توان در مورد مزدکیان به دست آورد.

و اما در مورد تعالیم اجتماعی و جمعی مزدک منابع سخن های بسیاری گفته اند. ثعالبی(ص 600) می گوید:

"مزدک می گفت خداوند وسیله ی معیشت در زمین نهاد تا مردم آنها را به تساوی میان خود تقسیم کنند چنانکه هیچ یک نتواند بیش از سهم خود بگیرد. اما مردم بر یکدیگر ستم ورزیدند و در پی آن بر آمدند تا بر دیگری برتری یابند. زورمندان ناتوانان را بشکستند و روزی و دارایی را همه برای خود گرفتند. بسیار ضروری ست که از توانگران بگیرند و به تهیدستان دهند چنانکه همه در دارایی برابر گردند. هر آنکه در خواسته، زن یا کالا فزونی دارد، حق او بر آنها بیشتر از دیگران نیست"

از گزارش بالا می توان به مقدار زیادی به آموزه های اجتماعی مزدک پی برد. موعظه های او احتمالا هدفی را دنبال می کرده که طبق آن دارایی و امتیازات از طبقه ی بالای جامعه گرفته می شود و در اختیار طبقه ی پایین قرار می گیرد. از جمله ی این کارها می توان به تقسیم زمین های بزرگ و جلوگیری از ذخیره و احتکار، تعدیل سهم مالکان از بازده زمین، کاستن امتیازات طبقاتی و برداشتن آنها در صورت امکان و به وجود آوردن بنیاد های عمومی به نفع عوام نیازمندان اشاره کرد.

او همچنین می خواست با ساده کردن دستگاه دینی از جمله آتشکده ها محدودیت هایی در دارایی های موبدان و اعضای این طبقه ایجاد کند.

اما یکی از بحث بر انگیز ترین آموزه های وی در مورد زنان است که به قول منابع، شراکت در زنان را ترویج می کرد. این مسئله در عمل به دور از عقل است و چنین به نظر نمی رسد که قصد او واقعا چنین بوده باشد. احتمالا قصد وی ایجاد تک همسری و همچنین ازدواج زنان با مردانی در خارج از طبقه ی خودشان بوده است.

 
 



    تز : ادبیات
    آنتی تز : تاریخ
    سنتز : مهندسی عمران...
    ...
    تز : مهندسی عمران
    آنتی تز : موسیقی
    سنتز : فلسفه...
    ...
    تز : فلسفه
    آنتی تز : روانکاوی
    سنتز : داستان نویسی...
    ...
    شاید از نظر شما بین تز و آنتی تز های من هیچ سنخیتی نباشه... اما حقیقت همینه که گفتم!!!...

    پ.ن.: لطفا کسانی که امر بهشون مشتبه شده مطالبی رو که من در موردش صحبت میکنم ارث پدرشونه توجه کنن:
    این مطالبی که اینجا میبینید:
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه

    dreamophobia@yahoo.com



Blog Skin