![]() |
|
![]() |
|
|
قیام مزدکیان (9)پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388
مزدک:
راجع به مزدک پسر بامداد که احتمالا در زمانی نزدیک به پادشاهی قباد اصلاحات خود را علنی نمود اطلاعات بسیار کمی در دست است. بنار بر روایت طبری مزدک در "مدریا" تولد یافته است. ممکن است منظور از این اسم همان "مادریا" باشد که در ساحل شرقی دجله واقع بوده است. حتی در قرن نهم میلادی هم اشراف و نجبای ایرانی در این شهر مسکن داشته اند. اسم مزدک و اسم پدرش بامداد هر دو ایرانی است(کریستین سن 455). شایان ذکر است که تا چهار قرن بعد از پادشاهی قباد مدرکی در دسترس نیست که در آن اسمی از مزدک آمده باشد. مورخان همزمان وی یعنی یوشع و آگاسیاس و مالالاس در مورد وی سکوت کرده اند. تنها مورخان اسلامی مانند طبرى، ثعالبى، ابنقتيبه، مسعودى، يعقوبى، حمزه اصفهانى، ابنمسكويه، بيرونى، ابنبلخى، بلعمى، فردوسى و نظامالملك از وی نام برده و شرحی از عقاید وی و آنچه بر وی گذشت را آورده اند. بر اساس نوشته های این مورخان : "مزدك، فرزند بامداد، اهريمنى بود آدمىروى كه در هنگام يكى از قحطسالىها، آتش فتنه برافروخت"(غرر اخبار ملوكالفرس، ج1، صص 385- 386). "قوانينى كه اين مزدك نهاد، بعضى با آيين زرتشت موافق بود و برخى جنبه بدعت داشت"(اخبار ايران از الكامل بن اثير، ص 82).اما او خود معتقد بود كه "خلق معناى زند و اوستا فراموش كردهاند"(سياستنامه، ص 238).و لذا "اوستا را تاويل كرد و براى آن باطنى برخلاف ظاهر قايل شد"(التنبيه و الاشراف، ص 95).او "كشتن حيوان و خوردن گوشت را حرام كرد"(اخبار ايران از الكامل بن اثير، ص 82).و همچنين گفت: "خداوند روزى را در زمين آفريده است تا مردم آن را با هم برابر قسمت كنند، اما مردم در آن به يكديگر ستم كردند"(طبرى (نولدكه)، ص 170)."او زن و خانه و چيز را بخشيدنى دانست(شاهنامه، مسكو، ج8، ص44).و "ناداران را در گرفتن مال و زن و خواسته از دارايان تشويق نمود; درنتيجه سقاط [ فرومايگان] و فقيران و غوغاگران اين فرصت را غنيمتشمردند و دست در خان و مان ثروتمندان گشادند"(غرر اخبار ملوك الفرس، ص 388).عاقبت، مزدكيان و نيز "پيروان زردشتبنخركان كه در كيش مجوسى بدعت نهاده بود"(تاريخ يعقوبى، ص 202)- و "مزدك، مردم را به آيين او همىخواند"(طبرى (نولدكه)، ص 184) به دستور شاه ساسانى از دم تيغ گذرانده شدند . اینکه این شرح چگونه به این کتاب راه یافته است بر ما معلوم نیست. اما می توان چنین پنداشت که ماخذ اصلی همه ی این کتاب ها خدای نامه بوده است که احتمالا مترجمانی مانند ابن مقفع از آگاهی های خویش و مباحثی که با مزدکیان آن زمان داشته است برای شناساندن هر چه بهتر این فرقه که در روزگار او به وزنه ای سیاسی تبدیل شده بودند این مطالب را بر اصل خدای نامه افزوده است. با توجه به این تفصیل و تشریح و سکوت مورخان هم عصر، وجود تاریخی شخصی به نام مزدک در پرده ای از ابهام فرو می رود اما از سوی دیگر نقل و روایت مورخان اسلامی از این شخص هم یکسره افسانه فرض کردن او را دشوار می نماید. جدای از بوندس و زرتشت خرگان و مزدک، منابع از شخصی به نام شروین نیز سخن می گویند. به گفته ی بغدادی(ص 192) مزدکیان وی را برتر از پیامبران می دانستند و نیایشها و نوحه های ایشان خطاب به وی بوده است. ممکن است این شروین یکی از شهدای مزدکی احتمالا همان اندرز گری بوده که به گفته ی مالالاس و تئوفانس در زمان کشتار مزدکیان ددستگاه دینی آنها را رهبری میکرد و در همین کشتار به قتل رسید. |
|
![]() |
|
![]() |
ذهن زیبا
نقطه ای دلخواه، در مثلث یونگ - نیچه - کافکا




