![]() |
|
![]() |
|
|
قیام مزدکیان (8)چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388
پیدایش آیین مزدکی:
علی رغم اینکه آیین مزدکی در زمان پادشاهی قباد همه گانی شد و قدرت یافت پیدایش آن به دوره های قبل از آن می رسد. منابع اسلامی از شخصی به نام زرتشت پسر خرگان نام می برند که موبدی اهل فسای فارس بوده همین شخص پدید آورنده ی آیینی ست که بعدها مزدکی خوانده شد. روزگار زندگی این شخص معلوم نیست. به گفته ی مالالاس انطاکی(از مورخان همدوره ی مزدک) در روزگار فرمانروایی دیوکلسین(245 -313 م.)، یک نفر به نام بوندوس در رم پیدا شد و آموزه های جدیدی ارائه داد که با مانویت سازگاری نداشت و پس از آن رهسپار ایران شد و آیین وی در ایران "آیین درست دینان" نامیده شد. مالالاس در جایی دیگر(ص 633) می گوید که قباد "درست دین" خوانده میشد. آرتور کرستین سن (ص 454) بوندوس را لقبی برای این زرتشت خرگان می داند که به معنای ارجمند است.تاریخی که مالالاس به دست می دهد (300 میلادی) برای زرتشت خرگان بسیار زود است که می توان دو امکان را در نظر گرفت: یکی اینکه این زمان در دید آنروز مقارن بود با پایان هزاره ی زرتشتی که قرار بود نجات بخشی(سوشیانت) ظهور کند و با توجه به این امر زمان وی را که موسس این آیین است در این موقع تعیین کرده اند که به گونه ای نجات بخش جلوه کند. و دوم پیوند این فرقه با بدعتی در زمان شاهپور دوم است. به هر حال پایه گذار این آیین، خود را مفسر اوستا می دانست و ادعا می کرد اصلاحاتی در دین پدید آورده است. مسعودی(التنبیه ص 353) می گوید:"]مزدک[ تاویل کننده ی کتاب اوستا بود... و نخستین کسی بود که به تاویل و باطن باور داشت". اصطلاح زندیک یا زندیق هم که در مورد پیروان این آیین بیشترین کاربرد را دارد به معنای مفسر و گذارنده است. با توجه به بعضی آموزه های اوستا می توان فهمید که منشاء این تفاسیر به چه صورت بوده است. برای مثال در وندیداد آمده است:"اگر هم کیشان، برادران یا دوستان، پول، زن یا پندی خواستند، آنکه به گرفتن پولی آمده است باید به او پول داد، آنکه به گرفتن زن آمده باید زنی به همسری وی داد و آنکه پندی خواهد باید پندی از کلام مقدس به او آموخت". این مسئله باعث شد که قباد این آیین را که بر پایه ی آین زرتشتی بود راحت تر از آیین مانوی بپذیرد زیرا به این وسیله می توانست با این دین زرتشتی نوسازی شده بدون آنکه ساختار اصلی دستگاه دینی را به هم بریزد مزدکی شدن خود را توجیه کند. بدین صور و تفاسیر، آیینی بر پایه ی تفسیری جدید از اوستا به وسیله ی موبدی اهل فسا به نام زرتشت خرگان به وجود آمد و در لایه های زیرین اجتماع به حیات خود ادامه داد تا زمانی که با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور به وسیله ی فردی انقلابی به نام مزدک پسر بامداد عرضه و علنی شد. به این جهت است که ابن ندیم از یک مزدک مهین (القدیم) و یک مزدک کهین (اخیر) یاد می کند. وی از قول مزدک کهین می گوید:"مزدک مهین پایه گذار خرمیه ی باستان یا مزدکیان بود که شاخه ای از آیین زرتشتی بود. وی پیروانش را اندرز می داد که از خوشی های زندگی بهره جویند و از آنچه خوردنی و نوشیدنی ست، به برابر و دوستکامی خویشتن را بهره مند سازند. از استیلای بر یکدیگر بپرهیزند. در زنان و خانواده شریک باشند. کرده های نیک را هدف خویش سازند. از ریختن خون و آسیب رساندن به همدیگر بپرهیزند و میهمان نوازی را هرگز فرو نگذارند". بدینسان می توان با برخی آموزه های زرتشت خرگان که بسیار شبیه به متن اوستا اما با تفسیری متفاوت است آشنا شد. |
|
![]() |
|
![]() |
ذهن زیبا
نقطه ای دلخواه، در مثلث یونگ - نیچه - کافکا




