تبليغاتX
ذهن زیبا





اخراجی ها و مرد واپسین!

سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388

چرا سکوت کردم؟

چند روز پیش دوستی می گفت:"چرا در مورد فاجعه ی اخراجی ها سکوت کردی؟ چرا چیزی ننوشتی؟ لازم بود که همه بنویسند تا مردم کمتر بروند..."

1- من آدم مهم و موجه و معروفی نیستم. هر چیزی هم که اینجا می نویسم اگر برای خوانندگان مفید باشد، می خوانند. اگر هم مفید نباشد، صفحه را می بندند و تمام! با حرف من کسی کاری انجام نمی دهد.

2- اصولا این مسائل بین وبلاگ نویسان ما اپیدمی می شود. از تند ترین ها تا سر بسته ترین ها و بعضا بی معنی ترین حملات پشت سر هم صورت می گیرد. نمی خواستم در این جو گرفتگی ها شرکت داشته باشم.

3- وقتی آدم احمق و بیسوادی مانند نوری زاد که شریک دزد و رفیق قافله است و در همه ی کثافت کاری ها دست داشته و الان به عنوان تریبون خارجی و مثلا مخالف نظام عمل می کند، این فیلم را تحریم!!! می کند (چه غلطا!) تر جیح می دهم در مورد این فیلم سکوت کنم.

3- نیچه اعتراض جالبی به "مرد واپسین" دارد. مرد واپسین ادعا می کند که سعادت را ابداع کرده حال آنکه هدفش از سعادت خشنودی و شادی محض است. انسان هایی که توانایی قدم گذاشتن در راه رشد و بالندگی را ندارند به خوشی و شادی پناه می آورند تا درون پوچ و خالی خود را بپوشانند و خود را تسکین دهند. نیچه می گوید :"اینان مفلوک ترند زیرا که شاد ترند"! به چنین جماعتی چه می توان گفت؟ نرو ؟ نبین؟

4- اصولا از آنجا که چاپلوسی و بادنجان دور قاب چینی در میان ملت ما مد است و همه گوی سبقت را در این امر خطیر از هم ربوده اند (جواد خیابانی و فرزاد حسنی و کامران نجف زاده و ... را می شناسید؟!) لذا هر انسانی که خطرناکتر و وحشی تر است بیشتر شانس این را دارد که برایش بادنجان دور قاب بچینند! پس عجیب نیست که همه ی ملت به سمت سینماها سرازیر شوند!

5- به هر حال در جامعه ی مدرن و کاپیتالیست، این نوع هنر، هنر غالب و رسمی ست! فکر می کنید "آقا و خانم اسمیت" خیلی از اخراجی ها هنری تر است؟ یا شاید فکر می کنید ماموریت غیر ممکن و ساعت شلوغی بسیار با ارزش ترند؟ در کمال تعجب باید بگویم اصلا! در نظام کاپیتالیسم هنر رسمی یعنی هنر مبتذل، هنر عوام، هنری که بفروشد، هنری که ملت مشنگ را به خود جلب کند، هنری که احتیاج به درک کردن و فهمیدن آن نباشد، هنری که مردم را الکی خوش کند و در ماتحتشان عروسی راه بیندازد! بله! هنر جامعه ی مدرن هنر بریتنی اسپیرز ها و مدانا ها و لیلا فروهر ها و جواد رضوی ها و علی صادقی هاست! برای اعتلای هنر تلاش کردن نمایش دیوانگی ست. به نظرتان م.مودب پور و فهیمه رحیمی بیشتر پول در آوردند یا فرانتس کافکا؟ این هنر و این مردم و این نظام کاپیتالیسم به درد همدیگر می خورند.

6- در جامعه ای که انسان های بی نهایت بی استعدادی مثل یوسف تیموری و مجید صالحی از رومن رولان و خورخه لوئیس بورخس و والتر بنیامین بسیار بسیار بسیار معروف ترند اصولا از هنر ارزشی و هنر ناب نمی توان حرف زد.

7- می خواهید فیلم ببینید؟ ببینید. می خواهید شاد باشید؟ شاد باشید. می خواهید چند ساعتی به دور از دغدغه های دنیای بیرون در سینما بنشینید و به دلقک بازی ملت بخندید؟ بخندید. اما باید بگویم که برای هیچ یک از کسانی که در سینما ها این فیلم را مشاهده کرده اند پشیزی ارزش قائل نیستم و از لحن تندم هم پشیمان نمی شوم.

8- به غاطبه ی ملت غیور و همیشه در صحنه ی ایران اخراجی های یک و دو و سه و چهار و ... را پیشنهاد می کنم! چیز بیشتری به درد بسیاری از آنها نمی خورد...

 
 



    تز : ادبیات
    آنتی تز : تاریخ
    سنتز : مهندسی عمران...
    ...
    تز : مهندسی عمران
    آنتی تز : موسیقی
    سنتز : فلسفه...
    ...
    تز : فلسفه
    آنتی تز : روانکاوی
    سنتز : داستان نویسی...
    ...
    شاید از نظر شما بین تز و آنتی تز های من هیچ سنخیتی نباشه... اما حقیقت همینه که گفتم!!!...

    پ.ن.: لطفا کسانی که امر بهشون مشتبه شده مطالبی رو که من در موردش صحبت میکنم ارث پدرشونه توجه کنن:
    این مطالبی که اینجا میبینید:
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه

    dreamophobia@yahoo.com



Blog Skin