![]() |
|
![]() |
|
|
نغمه ای برای مایکل جکسنشنبه دهم مرداد 1388
حرف زدن از مایکل جکسن در این مملکت جرمه!!! البته نه جرمی که مجازات قانونی داشته باشه ... یه جرم عرفی ... از جریان عمل های زیباییش گرفته (که به صورت شگفت انگیزی به زن شدن!!! تعبیرش می کنن) تا رفتار و رقص منحصر به فردش و "مد روز" شدنش برای مدت مدیدی در جامعه ی ایران همه و همه از این شخص یه تابوی بزرگ ساخته (مثل متالیکا) ... اما من ازش حرف نزدم چون زمان مرگش مصادف بود با یه سری اتفاقات ناگوار در ایران و حرف زدن از این واقعه حداقل برای خود من مطلوب و خوشایند نبود ... مایکل رو دوست داشتم ... کلا نوستالژی چیز عجیبیه ... جلوی خیلی از قضاوت های منطقی رو می گیره ... مایکل هنرمند پاپ خوبی بود (حالا اینکه کلا موسیقی پاپ خوب هست یا نه بحث کاملا متفاوتیه) صدای زیبایی هم داشت ... برای مرگش ناراحت نیستم چون عملا خیلی وقت بود که برای من مرده بود اما ... امروز شنیدم که باکت هد یک تک آهنگ به عنوان بزرگداشت (tribute) مایکل جکسن همین چند روز قبل نواخته و ریلیز کرده ... از طریق یکی از دوستان به دستم رسید و ازش بی نهایت لذت بردم ... دانلود کنید: The Homing Beacon – A Tribute to MJ آهنگ از چهار پارت تشکیل شده و کلش با گیتار های آکوستیک و افکت های کلین و بدون دیستورت نواخته شده ... پارت اول با هارمونیک های طبیعی روی فرت دوازده گیتار آکوستیک شروع میشه و با یه آرپژ ساده ادامه پیدا می کنه ... میشه یه جورایی با کودکی و بچگی به طور کلی و کودکی مایکل جکسن به طور جزیی همانند سازیش کرد ... شبیه به جعبه های کوکی آهنگه که اکثر بچه ها یه موقعی داشتن ... پارت دوم که یه آرپز کاملا ریتمیکه و شور و هیجان خاصی داره احساس جوانی رو تداعی می کنه ... از ساختار آرپژ خوشم اومد ... خیلی نزدیک به آرپژهای افسانه ای گیتاریست های فلامنکو بود ... یعنی واقعا اشاره ای به جوونی های پرشور و هیجان مایکل جکسنه؟ بعید نیست ... پارت سوم با ریتم ساده ی گیتار آکوستیک و سولوی مطبوع و بسیار زیبای کلین گیتار ادامه پیدا میکنه ... سولو و ریتم در نهایت هارمونی قرار دارن و بسیار آروم و خوش نوا به گوش می رسن ... میشه گفت همه چیز خوبه ... همه چیز روی رواله ... حس هماهنگی جالبی به آدم میده که وادار میشه به هماهنگی دوران اوج مایکل جکسن فکر کنه ... شاید اون زمان هم همه چیز برای مایکل خوب بود ... مثل سادگی و هماهنگی این آهنگ ... و در نهایت پارت چهارم با یه آرپژ دلهره آور و نامطبوع و شاید تا حدودی گوشخراش به یه پایان ناگهانی (دقیقا شبیه به سکته) می رسه و فقط یه صدای ممتد ادامه پیدا میکنه ... می تونم با دوران کناره گیری و مریضی و مشکلات عمده ی مایکل هماهنگش کنم ... مخصوصا پایان ناگهانی و سکته وارش ... به نظرم قطعه ی بسیار زیبا و در خور توجهیه ... مخصوصا اینکه یه حس جالب و ملموس از زندگی مایکل جکسن به دست میده ... نکته ی جالب توجهش غم شدیدیه که در عین زیبایی و هماهنگی در کل آهنگ موج میزنه و به نظر یه جورایی قضاوت باکت هد نسبت به زندگی مایکل جکسن میاد... به هر حال از دستش ندید... کار بسیار زیباییه ... |
|
|
|
تکنیک یا سرعت؟ مسئله این است!دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387
اغلب اوقات نوازنده های گیتاری که تکنیکی هستند با اونایی که سریع گیتار میزنن اشتباه گرفته میشن... مثلا همه ی ما اینگوی مالمستین یا مایکل آنجلو رو نوازنده هایی تکنیکی می دونیم در حالی که به نظرم این دید تا حدودی اشتباهه : گیتاریست تکنیکی: از اونجایی که نواختن هر سازی احتیاج به اجرای تکنیک داره پس هر نوازنده ی خوبی باید تکنیک های مختلف و متنوعی بلد باشه تا جمله ها و ترکیباتش گسترده تر و متنوع تر بشه ... نتیجتا گیتاریستی رو میشه تکنیکی نامید که تکنیک های زیادی برای گرفتن صداهای مختلف بلده ... من به عنوان مثال اریک جانسون رو انتخاب میکنم... این گیتاریست تکنیک های خیلی زیاد و گسترده ای برای گرفتن صداهای مختلف از گیتار بلده ... از نحوه های مختلف پیک زدن گرفته تا سوییپ های متنوع ... برای هر نوع صدایی که احتیاج داره یه نوع خاص از پیک زدن رو اجرا میکنه. کراس پیکینگ هاش کاملا متنوع و مختلفه و در صورت لزوم از انگشت های دیگه ی دست راست که پیک رو نگرفتن برای ایجاد صدای مورد نظر استفاده میکنه ... چند نوع مختلف برای سوییپ ها در نظر میگیره و برای آرپژ های مختلفش سوییپ های متنوع و جالب توجهی اجرا میکنه ... همینطور کراس پیکینگ ها و حتی فرت تپینگ هاش... تنوع هر کدوم از این تکنیک ها باعث رنگارنگ شدن جمله ها و صدای تولید شده از گیتارش میشه که تقریبا به صورت یه امضا در اومده ... در عوض باید گفت که گیتاریست سریعی نیست ... این تکنیک هارو خیلی خوب و بی ایراد و در یه سطح گسترده اجرا میکنه اما با یه سرعت متوسط ... از گیتاریست های خوب دیگه تو این سبک میتونم جرج لینچ و استیو وای رو مثال بزنم ... گیتاریست سریع: این نوع گیتاریست ها دامنه ی تکنیک محدودی دارن... شاید تعداد تکنیک هایی که در نوازندگی به کار میبرن از سه یا چهار تکنیک تجاوز نکنه و هر کدوم از این تکنیک ها هم تنها به یک یا حد اکثر دو صورت مختلف اجرا میشه ... اما ممارست و تکرار باعث شده که در همین چند تکنیک مختصر مهارت جادویی پیدا کنن و با سرعت های زیاد و گاهی شگفت انگیز این تکنیک هارو اجرا کنن ... من از این دسته مالمستین رو انتخاب میکنم ... این گیتاریست در یک نوع کراس پیکینگ خاص، فرت تپینگ های یک سیمه و سوییپ های ساده اما بلند پنچ و شش سیمه مهارت بی نظیری داره ... گاهی اجرای این تکنیک ها به وسیله ی این نوازنده خیره کننده ست اما گستره ی صدا دهی و جمله بندیش محدود تر و یکنواخت تره ... هیچ وقت از چند نوع پیکینگ مختلف برای صداهای مختلف استفاده نمیکنه ... فرت تپینگ ها و لگاتو هاش متنوع نیست و سوییپ پیکینگ ها و بقیه ی تکنیک هاش هم از فرط تکرار به امضا تبدیل شده اما تقریبا همیشه یک مدله ... از این گروه میتونم خیلی هارو مثال بزنم که به نظر اکثر گیتاریست های تازه کار جالب توجه ترن ... مثلا مایکل آنجلو، راستی کولی، کریس ایمپلیتری و ... البته یه عده هم هستن که حد وسط این دو دسته ن... اینها دامنه ی تکنیکی شون از شردر ها بیشتره ولی نه به اندازه ی گیتاریست های دسته ی اول و از طرفی سرعتشون هم از گیتاریست های تکنیکی بیشتره اما نه به اندازه ی دسته ی دوم ... اینها با تکیه بر توان و هوش موسیقیشون از هر دو شیوه به شکل خوبی استفاده میکنن و معمولا هم موفقن ... جان پتروچی و باکت هد و مارتی فریدمن از این دسته هستن ... البته من قضاوت نمی کنم که کدوم دسته بهتره ... این کاملا سلیقه ایه و از طرفی این مسئله که مطرح کردم در مورد نوازندگی بود و این جدای از بافت و نوع موسیقی هر کدوم از این گیتاریست هاست که به نظرم در برتریشون نقش مهمتری داره ... تا نظر شما در این مورد چی باشه؟ |
|
|
|
یادداشتی بر Harbour of Tearsدوشنبه نهم دی 1387
سه مسئله باعث شد که این پست رو به آلبوم بندر اشک ها (Harbour of Tears) از گروه قدیمی و معروف پراگرسیو راک، کمل(Camel) اختصاص بدم. یکی اینکه یه نگاه به مطالب اخیر انداختم و متوجه شدم خیلی وقته که از موسیقی دور شدم. دوم اینکه یکی از دوستان که تازه به کمل علاقمند شده ما رو یاد این گروه انداخت و سوم علاقه ی شدید من به آلبومه که بین کارهای کمل و پراگرسیو راک این کار رو خیلی خیلی میپسندم. مخصوصا به خاطر کار گیتارش که علی رغم سادگی بی نهایت زیباست.
این آلبوم که به صورت Concept هم هستش در سال 1996 توسط گروه کمل به آهنگسازی و خوانندگی گیتاریست گروه اندرو لاتیمر(Andrew Latimer) به دنیای موسیقی عرضه شد. موضوع آلبوم مهاجرت ایرلندی ها به امریکا پس از قحطی و شرایط بد ایرلند از سال 1820 هستش که یه چیزی حدود 5 میلیون نفر ایرلندی بعد از این سال به امریکا مهاجرت کردند. فضای کار یه فضای غم انگیز و تیره و در عین حال آرومه که از فاکتور های موسیقی سلتیک هم درش استفاده شده و حال و هوا رو به سمت موسیقی های اون خطه از زمین سوق داده که در کنار سولوهای کاملا راک و بلوز اندی لاتیمر تلفیق جالبی رو به وجود آورده... آلبوم از چند آهنگ اصلی و چند Interlude تشکیل شده که بین این آهنگهای اصلی قرار گرفتن و باعث ربط پیدا کردن کل آهنگ ها از لحاظ موسیقیایی میشن... با هم یه نگاه به آهنگ های این آلبوم بندازیم البته باید بگم خیلی حال و حوصله ی تئوری رو ندارم و آلبوم هم چیز پیچیده ای از این جهت نداره...
1. Irish Air یه مقدمه ی کوتاه با حال و هوای کاملا سلتیک... به صورت تکخوانی برگزار میشه و به نظرم در عین کوتاهی زیباست...
2. Irish Air (Instrumental Reprise) این آهنگ به نوعی معرفی کل آلبومه... حال و هوا و موتیف هایی که استفاده میشه در جای جای آلبوم تکرار میشه ... در ابتدا با فلوت مجار و بعد با گیتار الکتریک و در نهایت با یه حال و هوای ارکسترال فضای آلبوم رو پیشاپیش به شنونده معرفی میکنه...
3. Harbour of Tears شروع بدنه ی اصلی و Plot آلبوم... بسیاری از ایرلندی های مهاجر آخرین جایی که از ایرلند دیدن بندرCobh بود که به طبع وقتی با چشمان پر از اشک بهش نگاه کنی میشه بندر اشک ها! موسیقی آهنگ خیلی عالیه و این حس رو کاملا القا میکنه ... صدای لاتیمر چه به صورت تکخوانی و چه همخوانی با صدای خودش واقعا زیباست و سولوی گیتار هم در بطن کار نشسته و حس رو به معنای تمام کلمه القا میکنه...
4. Cobh یه قطعه ی ارکسترال و تا حدودی کلاسیک کوتاه به عنوان پل ارتباطی بین آهنگ قبلی و آهنگ بعدی... به اسم همون بندر معروفی که بالاتر گفته شد...
5. Send Home the Slates یه آهنگ با حال و هوای کاملا کلاسیک که با همنوایی ویولن ها شروع میشه و در اواسط آهنگ با ورود درام و عوض شدن حال و هوا به سمت راک کشیده میشه و این تقریبا اولین جایی از آلبومه که فضا خیلی به راک نزدیک میشه... آهنگ شبیه به سرود های سفر و همخوانی پیشاهنگان و دسته ها در قرون هفده و هجده ساخته شده ... و نسبت به آهنگ های دیگه شادتره و امید بیشتری رو القا میکنه... سولوی گیتار محشره و به تمام معنا راک! بسیار شبیه به کارهای دیوید گیلمور... صدای اگرسیو زیبای گیتار با ریف ویولنسل واقعا زیبا شده...
6. Under the Moon دوباره یه پل ارتباطی با یه فضای بسیار آرام و فضاسازی ارکسترال زیر یه سولوی ساده و زیبای گیتار... به عقیده ی خیلیا و البته نه خود من! این زیباترین سولوی آلبومه و در کل با وصف اینکه یه پل ارتباطیه ولی خیلی قابل توجه و زیباست...
7. Watching the Bobbins این آهنگ خیلی به حال و هوای راک نزدیک تره تا موسیقی سلتیک... اندی لاتیمر خوب میخونه و سولوی بسیار جالبی هم تو بلوز میزنه ... در جای جای آهنگ هم صدای خواننده به سبک راک کلاسیک با سولوهای کوتاه گیتار که بیشتر جنبه ی هارمونی دارن همراهی میشه... بلوز ترین سولوی آلبوم متعلق به همین آهنگه که بازهم به شدت شبیه به کارهای گیلمور در اومده... حسش برای من خیلی خیلی لذتبخشه... به خصوص اینکه بلند هم هست!
8. Generations یه ارتباط کوتاه ارکسترال و زیبا که چیز خاصی نداره...
9. Eyes of Ireland چقدر این آهنگ زیبا شروع میشه... چقدر اندی لاتیمر زیبا میخونه... چقدرملودی فلوت زیباست و چقدر اون سولوی خفیف گیتار تاثیر گذاره و در نهایت همنوایی ویولن ها چه احساس جالبی به آدم میده... من واقعا میپسندم...
10. Running from Paradise یه آهنگ بی کلام که مختصاتش به شدت به کارهای استاندارد پراگرسیو راک نزدیکه... قطعات ارکسترال در کنار نوازندگی خوب فلوت و فلوت مجار و پیانو که هر کدوم در یک تایم سیگنچر متفاوت نواخته میشن و پشت سر هم قطعات این آهنگ رو تشکیل میدن... بعضی قسمت هاش مثل فلوت مجارش خیلی زیباست...
11. End of the Day به نظرم زیباترین ملودی آواز و همراهی آکوستیک در این آلبوم متعلق به این آهنگه... با حال و هوایی به شدت بلوز و با همون ریف های سنتی آکوستیک... این آهنگ رو خیلی دوست دارم ... زیباست ... واقعا زیباست... و اون فلوت پیکولوی آخرش هم کاملش میکنه...این آهنگ پایان Plot داستان آلبومه...
12. Coming of Age دوباره یه بی کلام کاملا پراگرسیو راک... از لحاظ تئوری بهترین آهنگ آلبومه و گیتار های خوبی توش نواخته میشه ... از سلیقه ی احساسی خود من به شدت دوره اما مطمئنا کسانی که به پراگرسیو علاقه دارن رو کاملا ارضا میکنه... شاید میشه گفت کامل ترین آهنگ آلبوم...
13. The Hour Candle (A Song for My Father) با یه سولو گیتار زیبا و عالی شروع میشه که تموم موتیف های آلبوم رو به سبک سنتی کارهای Concept تو خودش داره ... یه جورایی جمع بندی کل آلبوم به وسیله ی گیتار... و در نهایت هم با همون تکخوانی آهنگ اول در دقیقه ی هشت به پایان میرسه و از اون به بعد به مدت 15 ذقیقه صدای دریا ضبط شده!!!...
آلبوم واقعا آلبوم خوبیه... هم صدای لاتیمر رو دوست دارم هم گیتار بی نظیرش رو هم فلوت های قشنگش رو ... حال و هوای کلاسیک آلبوم اصلا تو ذوق نمیزنه و اقتباس و تلفیق از موسیقی سلتیک هم خیلی خوب انجام شده به خصوص اینکه این تلفیق بدون کمک گرفتن از سازهای سلتیک به شیوه ی معمول انجام گرفته که خودش کار بزرگیه... همه ی سولوهای گیتار به نظرم خیلی خوبن ... کاملا احساسی و ملودیک و کاملا در خدمت اهداف آلبوم ... بدون حتی یک نت اضافی و حتی هدر دادن یک نت... یه کار شسته رفته و تمیز و در عین حال زیبا... شاهکار کمل... گوش کنید و لذت ببرید... |
|
|
|
گفتگوی هارمونیپنجشنبه بیست و یکم آذر 1387یکی از مطالبم تو گفتگوی هارمونی (harmony talk) چاپ شده ... شاید از حدود 6 یا 7 سال پیش که راجع به موسیقی مینویسم همیشه دوست داشتم یکی از مطالبم تو یه سایت معتبر چاپ بشه!!! مخصوصا این سایت ... شاید حالا که چاپ شده آنچنان جذابیتی برام نداشته باشه ... اما به هر حال یه روزی خیلی دوست داشتم!!! مسخره ست نه ؟ بخونید بد نیست : |
|
|
|
شهر خاموش ...دوشنبه چهارم آذر 1387
میخوام چند کلمه ای از یه موسیقی متفاوت ساخته ی یک موزیسین متفاوت حرف بزنم: کیهان کلهر کمانچه نواز و موزیسین عالی ایرانی در تهران متولد شد ودر کرمانشاه موسیقی رو یاد گرفت و به عنوان نوازنده ی سه تار در ارکستر شهرام ناظری فعالیت خودش رو شروع کرد... بین تموم همشهری های معروفم از شهرام ناظری و کیخسرو پور ناظری و علی اکبر مرادی و خلیل عالی نژاد گرفته تا رهی معیری و میر جلال الدین کزازی و سعید عقیقی و ...کلهر برای من یه چیز دیگه ست ... من بدون اغراق بهش میگم نابغه ی موسیقی ! ... معمولا کار هاش رو مخصوصا در تلفیق با موسیقی های دیگر دنیا خیلی میپسندم و به نظرم داره باب جدیدی رو در معرفی موسیقی سنتی به جهان باز میکنه ... آخرین آلبوم کیهان کلهر که حاصل همکاریش با کوارتت زهی بروکلین رایدربوده و با نام شهر خاموش منتشر شده یه تلفیق جالب بین موسیقی سنتی و محلی با موسیقی کلاسیکه و تموم کمانچه نوازی ها بر پایه ی بداهه نوازی شکل گرفته... حس آلبوم واقعا تازه و جالبه ... آلبوم از 4 آهنگ بلند تشکیل شده که یه بررسی کوتاه ازش خواهیم داشت:
1-Ascending Bird : این قطعه با نوازندگی کوارتت زهی شروع میشه و حال و هوای غربی داره که با ملحق شدن کمانچه حال و هوا شرقی تر میشه و یه مقداری هم به کارهای ambient نزدیک میشه تا جایی که کار ریتمیک میشه و کمانچه و سنتور (به نوازندگی سیامک آقایی) به همراه تمبک یه کار درخشان کردی رو ارائه میکنن که واقعا حس جالبی داره... این نوع موسیقی کردی بر خلاف موسیقی شاد کردی خیلی کم از مرزهای غرب کشور پاشو بیرون میزاره و کمتر ایرانیانی هستن که با این مدل موسیقی کردی و فضای تیره ش آشنایی داشته باشن و اگر هم بوده به وسیله ی کسانی مثل برادران کامکار بوده و حالا این بار این نوع موزیک در سطح اروپا منتشر شده که کار جالبیه... هم قسمت اول که توسط کوارتت نواخته میشه و هم قسمت دوم که به وسیله ی ارکستر سنتی زده شده حس خیلی جالبی داره و هیچ جا نه کاملا به غرب نزدیک میشه نه کاملا به شرق... اسم قطعه از افسانه ای گرفته شده که در اون پرنده ای به سمت خورشید پرواز میکنه و بعد به وسیله ی خورشید میسوزه و نابود میشه ( تقریبا شبیه پرواز ایکاروس) که البته آهنگ هم همچین حسی رو القا میکنه...
2- Silent City : بلند ترین ترک آلبوم به مدت 29 دقیقه... به گفته ی خود کلهر این قطعه به یاد قربانیان حلبچه که در اثر بمب باران شیمیایی صدام حسین نابود شد ساخته شده ... اول قطعه با یه فضای ambient و پر از گرد و غبار با بداهه نوازی کمانچه در دور دست ها و همرای سازهای زهی شروع میشه ... اینجا هم فضا به شدت تیره و تاره و خطی رو بین موسیقی شرقی و غربی طی میکنه ... و در نهایت حرکت میکنه و بعد از یک اوج به بداهه نوازی ساکت کمانچه میرسه که زیباترین قطعه ی این آهنگ و شاید بشه گفت کل آلبومه... فضای بداهه نوازی کاملا شرقی و کردیه و دقیقا اون حس سکوت و غم رو به شنونده انتقال میده... بعد از مدت زیادی بداهه نوازی آخر قطعه با یه حالت مرثیه مانند به یه قطعه ی ریتمیک وصل میشه و به پایان میرسه... حس آهنگ بی نظیره و برای کسی مثل من که تو تموم اون وقایع بوده و سکوت بعد از بمب باران شیمیایی و مرگ انسان هارو دیده دقیقا یادآورهمون صحنه هاست... آهنگ خیلی خوش ساخته و از حجم صدا توش خیلی کمک گرفته شده ... گاهی صدا خیلی پایینه و گاهی خیلی بالا که در نوع خودش جالبه ... قطعه ی مرثیه ش که کاملا کردیه واقعا غم انگیزه...
3- Parvaz: یکی از قطعات سنتی موسیقی خراسان که قبلا با نام طرقه در آلبوم شب سکوت کویر با سه تار نواخته شده بود و حالا هم برای کوارتت تنظیم شده و دوباره نواخته شده ... ملودی خیلی تکراریه اما همراهی کوارتت و تنظیمش خیلی جالب توجهه و ارزش شنیدن داره ... حس ملودی کاملا شرقیه و حس همراهی ها کاملا غربی!!! و ترکیب جالبی شده ...
4-Beloved, Do Not Let Me Be Discouraged: این قطعه ساخته ی Colin Jacobsen از اعضای کوارتت هست و با بداهه نوازی کاملا شرقی کمانچه شروع میشه و به یه موسیقی خاص میرسه که متعلق به قرون وسطای ایتالیا هست و نقش کوارتت اینجا خیلی پررنگ تره و کلهر در دو قسمت روی این موسیقی خیلی جالب بداهه نوازی میکنه که حس شرقی جالبی به این موسیقی قدیمی غرب میده ... بداهه نوازی دومش که آهنگ و آلبوم باهاش تموم میشه واقعا درخشان و شاهکاره ...
قصد کلهر مثل همیشه معرفی موسیقی سنتی ایرانی و قابلیت هاش به جهانیان بوده و از طرف مجله ی songlines هم این آلبوم به عنوان آلبوم برتر سال 2008 انتخاب شد ... با وصف داشتن تموم فاکتور های موسیقی سنتی کار فضای جالبی داره و شنیدنش حتی برای ما هم که به این نوع موسیقی عادت داریم خالی از لطف نیست... من که خودم به شخصه از احساس آلبوم و اون غم کمانچه و شور و هیجان موسیقی سنتی در کنار سازهای زهی به شدت لذت بردم و مثل همیشه از کلهر به عنوان یه موزیسین برتر راضی بودم... از دستش ندید... |
|
|
|
انواع هارمونی در موسیقی راک ...چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
بعضی وقت
ها اتفاقات جالبی میفته! مثلا طی یه هفته سه نفر ازت در خواست میکنن که راجع به
فرق هارمونی استاتیک و دینامیک مطلب بنویس!!! ما هم گفتیم چشم گرچه دو سه جا دیده
بودم که در وبلاگ ها و سایت های فارسی در این باره نوشته بودن اما خوب ما هم
مینویسیم ... هارمونی : علم
هماهنگی اصوات رو هارمونی میگن... در ساده ترین شکلش که مورد بحث ماست آکورد هایی
که برای همراهی ملودی استفاده میشن باید با ملودی همخوانی و هماهنگی داشته باشن تا
قطعه خوش صدا بشه ... در این نوع هارمونی ساده معمولا از دو روش استفاده میکنن:
استاتیک و دینامیک . هارمونی
استاتیک: اینجا شما
با انتخاب یک یا چند آکورد مشخص و تکرار این آکورد ها با یه نظم خاص تشکیل یک دور
آکورد میدید که همه متعلق به یه گام هستن و تقریبا با تموم نت های گام همخونی دارن
و بعد از اون روی این دور آکورد ها ملودی خودتون رو سوار میکنین... مثال میزنم: شاهکار
متالیکا orion
رو در نظر بگیرید : ریف
ابندایی این آهنگ رو وقتی تحلیل کنیم میبینیم از سه آکورد که در گام می مینور یه
دور معروف رو میسازن تشکیل شده : Em , D/E , B7/E و این
آکورد ها پشت سر هم تکرار میشن و این ریف رو میسازن ... حالا به قسمت سولوی اول
این آهنگ توجه کنید که روی همین ریف زده میشه...سولو با اینتروش یه چیزی حدود 1
دقیقه و نیم طول میکشه و از تموم نت های گام می مینور استفاده میکنه روی همین سه
آکورد ... این مثال
ساده ای بود از هارمونی استاتیک ... گاهی این
نوع هارمونی میتونه روی یک ملودی تکرار شونده به عنوان ریف هم ساخته بشه که مثال
های زیادی میشه براش آورد... در اکثر
آهنگ های راک بر خلاف موسیقی کلاسیک از این نوع هارمونی استفاده میشه و تقریبا به
یکی از مشخصه های راک تبدیل شده ... به این علت که به وسیله ی این هارمونی سولوهای
سریع و مخصوصا بداهه نوازی ها رو هم میشه به راحتی تنظیم کرد که قسمت اعظم موسیقی
راک رو تشکیل میده ...ساده ترین راه انتخاب این آکورد ها از دایره ی پنجم هاست که
معمولا یه دور قابل قبول رو تشکیل میده... هارمونی
دینامیک: اینجا
قضیه یه مقدار فرق میکنه ... شما برای ملودی ای که در اختیار یه هارمونی متنوع
مینویسی ... یعنی متناسب با تعویض نت های ملودی نت های آکورد هم عوض میشه و هیچ
شکل تکرار شونده ای به دست نمیارید...اینجا تقریبا برای هر میزان از ملودی یه
آکورد جدید که مناسب با نت های اون میزان باشه نوشته میشه و زنجیره ی آکورد ها
تغییرات ملودی رو دنبال میکنه... اینم با
یه مثال توضیح میدم... چیزی که
به ذهنم رسید goodnight kiss
از گروه دریم تیتر بود... سولوی اول
روی دو آکورد A
و E نواخته میشه و سولوی
دوم روی دو آکورد Cm
وD اما بین این دو سولو
یه اینترلود یا قطعه ی میانی هست که یه بار با گیتار یه بار با کیبورد نواخته
میشه...تقریبا از دقیقه ی 3:43 ... این قطعه با هارمونی دینامیک نوشته شده و برای
هر میزان یه آکورد جدید متناسب با نت های اون میزان نوشته شده مثلا برای میزان اول
با نت های سل و سی و دو آکورد C نوشته شده که به علت فرود میزان به نت دو منطقیه و برای میزان دوم
با نت های لا و سی و دو آکورد Dm/C در نظر گرفته شده که با توجه به نت های لا و دو کاملا
در گام دو ماژور توجیه پذیره ... در میزان سوم نت های سل و سی و دو و ر رو داریم و
آکورد متناسب با این نت ها در گام دو ماژور G/B هست که شامل هر چهار نت گفته
شده میشه ... در میزان چهارم با نت های می و فا و ر و دو آکورد Am نوشته شده که با توجه
به شروع میزان با می و اتمامش با دو کاملا معقوله و همینطور میزان های بعد... به این
میگن هارمونی دینامیک... تنظیم و توالی آکورد ها به همراه نت های ملودی ... البته
توالی آکورد ها به این سادگی هم نیست و در قانون هارمونی توجیه میخواد و باید حل
بشه که اون یه مبحث کاملا جداگانه ست ... اینم یه
توضیح کاملا ساده و سطحی از دو نوع هارمونی مورد استفاده در راک ... |
|
|
|
Wind Of Changeسه شنبه سی ام مهر 1387
يه بحثي كه خيلي تو ادبيات و در كل هنر اتفاق ميفته اينه كه سالها بعد كه هنرمند وجود نداره و هنرش يه جورايي به هنر كلاسيك تبديل شده آدم ها با ديدن قرائن و شواهد دنياي دور و برشون به هنرمند لقب پيشگو ميدن! اين مسئله درسياست خيلي معمول تره مثلا ميگن در شعر كتيبه اخوان ثالث انقلاب رو پيش بيني كرده بود! يا داستايفسكي در تسخير شدگان انقلاب روسيه رو يا ولتر بزرگ انقلاب فرانسه رو و ...تو اين حالت ارزش اون اثر هنري به شدت كم ميشه و در سطح يه نظريه ي سياسي پايين مياد! در حالي كه هنرمند تا مقام خدايي و اشراف بر آينده بالا ميره! و اين در حاليه كه معمولا خود هنرمند نه توان اين عمل رو داره و نه قصدش رو... ميخوام از يه شاهكار بي نظير صحبت كنم كه مطمئنا در آينده شايد مثلا 50 سال ديگه وقتي كلاوس ماين ديگه زنده نباشه به اين بلا دچار ميشه... معروف ترين آهنگ scorpions : Wind Of Change شعر آهنگ در مورد اتفاقات اون روز هاي بلوك شرقه مثل ريخته شدن ديوار برلين و ميزگرد توافق لهستان و ... و در سال 1990 سروده شده...اما چون شوروي سردمدار بلوك شرق بود كلاوس شعرش رو از روسيه شروع ميكنه : به دنبال مسكوا ميروم ... در ميان پارك گوركي ... و به صداي باد تحول گوش ميدهم... تا اينجا مسئله ي خاصي نيست... اما وقتي متوجه ميشيم كه يك سال بعد از اين واقعه بزرگترين تغيير در بلوك شرق اتفاق افتاد و شوروي از هم پاشيده شد اونموقع ست كه ذهنمون ميره به سمت همون چيزي كه بالا گفتم... از خود كلاوس كه پرسيدن گفته منظورم پيشگويي نبود و به طبع نميتونستم همچين واقعه اي رو حدس بزنم ( اگه ايراني بود نه تنها انكار نميكرد دكان پيشگويي هم باز ميكرد واسه چاپيدن ملت! ) اما چندين سال بعد لقب يه پيشگوي بزرگ سياسي در انتظارش خواهد بود... جالبه نه؟ قصدم فقط نشون دادن اين روند بود مخصوصا به اونايي كه به پيشگويي هنرمند ها اعتقاد دارن... به نظرم اين مسائل رو كنار بزاريد و از اين آهنگ بي نظير و صداي زيباي كلاوس و سولوي ساده و بسيار زيباي جابز و شعر خيلي زيباش لذت ببريد...براي خودم يكي از نوستالژيك ترين و زيبا ترين آهنگ هاي راكه...
پ.ن.1: مسكوا روديه كه از وسط مسكو پايتخت روسيه ميگذره... تو مايه هاي زاينده رود خودمون!!! پ.ن.2: پارك گوركي يكي از پارك هاي بزرگ و مهم مسكو هست كه به خاطر نويسنده ي بزرگ ماكسيم گوركي به اين نام معروفه... پ.ن.۳: گفتم ولتر بزرگ! دليل نميشه چون از كانديد انتقاد كردم ولتر رو دوست نداشته باشم... ولتر براي هميشه ذهن زيباي بشره... |
|
|
|
Aenimaسه شنبه بیست و سوم مهر 1387
بدون اغراق يكي از شاهكارهاي موزيك راك و متال آلبوم aenima اثر گروه tool هستش...قصد بررسي موشكافانه رو ندارم اما تصميم دارم توجه دوستاني كه تا حالا متوجه اين آلبوم نبودن رو بهش جلب كنم... در مورد گروه چيز هاي خيلي زيادي ميشه گفت ... از 4 نفر تشكيل شده كه هر 4 نفر تو كار خودشون از بهترين هان...maynard james keenan خواننده و frontman گروه كه به خاطر اشعار پيچيده و فلسفي و صداي زيبا و نحوه ي خواندن خاصش معروفه... adam jones گيتاريست و مغز متفكر موزيك گروه... استايل نوازندگيش فوق العاده خاصه و تا حالا هيچ تمريني در مورد گيتار نديده...كارگردان اكثر كليپ هاي گروه هم اين شخصه...danny carey يكي از بهترين درامر هاي دنيا و Justin chancellor بيسيست خيلي خوب گروه كه بر خلاف اكثر بيسيست هاي متال تاثير زيادي تو آهنگ ها داره... Aenima دومين آلبوم گروهه و شايد بشه گفت بهترينش... همونطور كه قبلا گفتم خود واژه ي aenima از دو كلمه تشكيل شده : anima كه وجود ماده و مونث در هر مرديه و به تاويل اشاره داره به ناخودآگاه جمعي و اعتقادات قبل از تولد و كودكي انسان يا همون بت هاي قبيله اي كه فرانسيس بيكن ميگه و enema كه يه ماده ي ضد عفوني كننده ست ...پاك كردن كل عقايدي كه به انسان تحميل شده... موزيك آلبوم تقريبا پراگرسيو متاله و ريف هاي سنگين و وكال خشن و ميزان هاي تركيبي و پلي ريتم هاي متنوع و فضاي كاملا تيره و نا اميدانه از مشخه هاي كل آلبومه... صداي مينارد عاليه و همه جا خوب ميخونه و بعضي جاها واقعا شنونده رو تحت تاثير قرار ميده...يكي از اين وكال هاي معركه تو آهنگ اول آلبوم به نام stinkfist اجرا ميشه...اكثرا معتقدند كه اين آهنگ در مورد fist f**king نوشته شده اما مينارد ميگه كه اگر اعضاي گروه و سبك كارشون رو ميشناسيد پس ميدونيد هدف ما چيزي عميق تر از آهنگي در اين مورد بوده... حالاتي كه در آهنگ توضيح داده ميشه در همين مورده اما راه براي تاويل شعر به صور مختلف بازه...در كل آهنگ جالبيه و از لحاظ موسيقي و وكال يكي از بهترين هاي آلبومه... آهنگ بعدي كه خيلي ميشه راجع بهش حرف زد يكي از شاهكارهاي گروه به نام Eulogy هست كه با يه پلي ريتم جذاب شروع ميشه و ريتم گيتار هم واقعا معركه ست... احساس بي نظيري از اين آهنگ دريافت ميكنم... شعر در مورد دوست صميمي مينارد و گروه ، كمدين معروف bill hicks نوشته شده...اين شخص سرطان داشت و دوستان نزديكش از جمله مينارد اين رو ميدونستن : we will gonna miss him ...جمله اي كه خيلي تو اين آهنگ تكرار ميكنه ... موزيك اين آهنگ هم محشره و احساسش بي نظير...سولوي آدام جونز هم از اون سولوهاي جالب و signature خودشه... H. يكي ديگه از ترك هاي جالب و زيبا وبا احساس كه تاويل هاي خيلي زيادي ازش شده... از هرويين گرفته تا هيدروژن و ... يه عده ميگن راجع به هرويينه و يه عده ميگن راجع به تجاوز دوران كودكي مينارد توسط پدرشه ... به هر حال نظر شخص من اينه : يه استفاده ي بي نظير از داستان وسوسه ي آدم و حوا به وسيله ي مار براي نشون دادن وسوسه ي مواد مخدر...حالاتي كه در مورد وسوسه وصف ميكنه واقعا درخشانه... پرطرفدار ترين آهنگ اين آلبوم 46 & 2 هستش كه ديگه اينقدر تاويل و تفسير شده كه آدم گيج ميشه! ... وكال مينارد باز هم شاهكاره و موزيك آهنگ واقعا احساسي و سطح بالاست...فرضيه اي هست كه اگر كروموزوم هاي انسان 2 تا اضافه بود انسان دچار جهش ژنتيك ميشد و به يه انسان برتر تبديل ميشد... عدد آهنگ احتمالا به اين قضيه اشاره داره و شعر هم تو مايه هاي روانشناسي يونگه و خواهش سايه و قسمت هاي سركوب شده روح رو براي بيرون اومدن و نمايان شدن توصيف ميكنه كه شايد با همون عدد كروموزوم ها بي ربط نباشه... باز هم ريتم زيبا و سولوي خاص و كاريزماتيك شنيده ميشه... از آهنگ هاي جالب و زيباي ديگه ي اين آلبوم pushit كه ريتمش شش هشتمه و كلا اين گروه تو ساختن آهنگ هايي با اين ريتم مهارت بي نظيري داره و من كلا با تموم آهنگ هاي تو اين ريتمشون حال ميكنم(10000 days , aenima ,… ) يه حس اعتراض جالب و انرژي مثبت زياد چيزيه كه من از اين آهنگ ميگيرم... نظري در مورد شعر ندارم... تا اونجا كه من حس ميكنم عاشقانه ست... ميرسيم به aenima بهترين آهنگ آلبوم از نظر من...يه نظريه ي علمي هست كه عنوان ميكنه كاليفرنيا در حال جدايي از امريكا و غرق شدن در اقيانوسه... تو اين آهنگ هم مينارد بعد از يه توضيحي راجع به وضع زندگي در لس آنجلس (تلويحا وضع زندگي انسان مدرن در كل دنيا) آرزو ميكنه كه زودتر جدا بشه و همه غرق بشن...از اونجا كه خيليا معتقدن كه اين قضيه در آخرالزمان اتفاق ميفته ميشه شعر مينارد رو به كل دنيا تعميم داد...وكال بي نظير و عاليه...از پايين ترين صدا تا خشن ترين دادها شنيده ميشه و سولو هم خيلي زيبا و متناسب با فضاي آلبومه... ريتم شش هشتمه و خيلي جذاب و انرژي زا...در كل ميتونم بگم يه ترك عالي... و آخرين آهنگ مورد بررسي هم thirdeye هستش كه بهترين وكال مينارد و بهترين سولوي آدام تو آلبومه... سولوي گيتار انگار با انسان در حال صحبت كردنه و خيلي حس زنده اي داره...شعر به باز شدن چشم سوم انسان كه قطعه ي كوچكي در مغز هست اشاره داره كه باز شدنش باعث درك و فهم بسيار پيشرفته تري ميشه... شعر تركيبي از اشعار مينارد و قطعات كمدي bill hicks هستش... اينا بهترين كار ها از لحاظ موسيقي و احساس و ليريكس بود آهنگ هايي رو كه جا انداختم هم اينا هستن : Useful Idiot : كه صداي تموم شدن كاست هاي قديمي هست و نه شعر داره و نه آهنگ... Message To Harry Manback : يه پيانوي ساده و يه پيغام تلفني براي يكي از دوستان ايتاليايي مينارد كه تو سفر به امريكا خيلي باعث زحمتش شد... اين ترك رو ميشه به پيامي عليه گردن كلفت هاي اجتماع هم تاويل كرد... Hooker With A Penis : اشاره ي جالبي به متجاوزين به حقوق ديگران...پلي ريتم آهنگ قابل توجه و جالبه... Intermission : interlude با تم آهنگ بعد... Jimmy : در مورد يه بچه ي يازده ساله كه هيچ وقت چيز زيادي ازش نفهميدم... Die Eier Von Satan : يه پيام آلماني راجع به پختن يه غذاي سري... Cesaro Summability : اصلا نميفهمم اين آهنگ چرا اينجاست! اسم آهنگ به يه قضيه ي رياضي تو بحث سري ها اشاره داره... (-) Ions : اشاره اي به يون هاي منفي كه براي بدن انسان به شدت مفيده و بيشتر در كنار رودخانه و آبشار ها و جنگل ها پيدا ميشه در مقابل يون هاي مثبتي كه به شدت براي انسان مضره و در شهر ها و دود و خروجي تلويزيون و مونيتور كامپيوتر به مقدار فراوان پيدا ميشه...
در كل آلبوم بي نظيره و هم از لحاظ موزيك هم از لحاظ ليريكس خيلي زيباست... سال هاست كه ازش لذت ميبرم و هنوز هم تازگي داره و جالبه... طبق معمول پيشنهاد ميكنم از دستش نديد...اينم بگم كه من برداشت هاي خودم از اشعار رو نوشتم وگرنه هر نوع تاويل و تفسيري تو اينتر نت از اين اشعار پيدا ميشه... لزوما همه نبايد مثل هم فكر كنن... |
|
|
|
Animal Behaviorچهارشنبه هفدهم مهر 1387buckethead یه آهنگ داره به نام animal behavior که با گروه praxis اجرا شده ...کار جالبی نیست و ساختارش و حسش به نظرم واقعا مزخرفه...اما در پایان کار وقتی همه ی گروه ساکت میشن باکت هد یه سولوی خیلی agressive و در عین حال ساده اجرا میکنه که واقعا قشنگ و جالب توجهه و به نظرم یکی از زیباترین کار های باکت هده...سولو رو خودم تو ویدئوی زیر کاور کردم میتونید دانلودش کنید (برای این کار روی لینک right click کنید و save target as رو بزنید ... اونایی که download manager دارن خودش خودبخود انجام میده...) نکاتی در مورد ویدیو :
|
|
|
|
بهترين هاي Bucketheadچهارشنبه سوم مهر 1387بدون اغراق ميشه گفت كه باكت هد چيزي نزديك به 50 آهنگ زيبا و احساسي و در خور توجه داره كه ميشه به عنوان يه موسيقي خيلي خوب روشون حساب كرد ...اما بين اين كارها سه تا كار داره كه از هر لحاظ كه بهش فكر كني بي نظيره... سه تا شاهكار كه در نوع خودشون ار هيچكدوم از شاهكار هاي موسيقي كلاسيك چيزي كم ندارن مگر يه كم خاك خوردگي و كهنگي! كه بايد بگذرونن تا اونا هم در آينده شاهكارهاي موسيقي بشر بشن...ميخوام اين سه آهنگ رو قبل از اينكه بشر به عنوان شاهكار كشفش كنه به مردم خودم معرفي كنم تا اونا هم از اين قطعات لذت ببرن...اينارو بدون ترتيب مينويسم...شماره ها فقط جهت نظم دادنه:
1- Machete : اين كار رو قبلا معرفي كرده بودم تو آلبوم colma اما ميخوام مفصل راجع بهش حرف بزنم...اين كار از يه ساختار كاملا ساده تشكيل شده : يه drums machine با يه ريتم كاملا ثابت و خطي و يه bassline ساده و يه سري صداهاي الكترونيكي شبيه به صداي مورس و روي اين بستر ساده و سياه سولوي گيتار فارغ از تمام قوانين سولو آرتيستي و chorus وverse و اين چيزا...سولو از اول تا آخر قطعه ي تكراري نداره و شبيه به بداهه نوازيه تو گام لا مينور...بدون هيچ تكنيك خاصي يا هيچ نوع رگبار نتي...ساستين و صداي گيتار به شدت قابل توجهه و كاملا خاص...احساس سولو بي نظيره...آميزه اي از درد و غم همراه با يه اعتراض سياه و نا اميدانه...فضا خيلي تيره ست و نوع صداي گيتار هم به اين فضا كمك ميكنه...سوال و جواب هاي شگفت انگيز و خيلي زيبا و جمله بندي با حوصله بدون استفاده از موتيف از نكات برجسته ي سولو محسوب ميشن...سرعت آهنگ خيلي پايينه و بر خلاف اكثر گيتاريست ها باكت هد هيچ عجله اي براي به رخ كشيدن تكنيك و هدر دادن سريع نت ها نداره...در اين سطح كه با حذف هر نت به آهنگ لطمه وارد ميشه!... از ساستين گيتار نهايت استفاده رو ميكنه و يه سولوي بي نهايت ملوديك رو اجرا ميكنه كه ساختار قابل توجهي داره... اكثر جمله ها رو ابتدا به صورت خيلي ناقص اجرا و هر بار چيزي بهش اضافه ميكنه كه يه حس تعليق و تشنگي تو شنونده ايجاد ميشه...از موارد ديگه اينكه از كل فينگر بورد استفاده ميكنه و تن ها خيلي تنوع داره كه تو ايجاد احساسات متفاوت بي تاثير نيست...به شدت به همه ي دوستداران موسيقي و مخصوصا گيتاريست ها پيشنهادش ميكنم...اين شاهكار رو از دست نديد... 2-Sea Of Expanding Shapes در مورد اين يكي هم قبلا يه چيزايي گفتم ...متعلق به آلبوم Bermuda triangle كه داستان يه عده ست كه براي كشف اين مثلث ميرن و غرق ميشن...آلبوم خيلي كار جالبي نيست و آهنگ هاي خيلي خوبي نداره و صداهاي افكتيو و الكترونيكي در كنار خارج نوازي هاي خيلي زياد و خسته كننده براي من يكي قابل تحمل نيست اما اين آهنگ تو اون آلبوم واقعا نوري در تاريكيه!... يه كار بي نظير و فوق درخشان در آهنگسازي و نوازندگي... اينجا هم از drums machine استفاده شده ولي به شكلي كه دقيقا شنونده متوجه ميشه...يه جورايي انگار عمدي در كار بوده... bassline هم توسط نرم افزار اجرا شده كه اونم بيشتر شبيه به صداهاي الكترونيكيه تا گيتار...نصف آهنگ يه intro ي خيلي ساده اما تاثير گذاره كه يه سري آكورد ساده با گيتار آكوستيك تكرار ميشن...و ميشه گفت هيچ نكته ي خاصي نداره مگر يك مقدار حس روشن و شاد ... اما نيمه ي دوم آهنگ يه سولو نواخته ميشه كه به نظر من شاهكار گيتار نوازيه! هميشه برام غير قابل باور بوده كه تو گام پنتاتونيك بشه يه همچين چيز غمگين و رمانتيكي در آورد... سولو خيلي سياه و معترض نيست اما خيلي خيلي غمگين و نالان ساخته شده...فواصلي كه تو گام پنتاتونيك به كار برده واقعا قابل توجهه و در نوع خودش عجيب و خلاق...صداي گيتار خوب و قابل قبوله و از wah pedal هم خيلي خوب استفاده كرده ...كه يه جورايي به ناليدن گيتار كمك ميكنه! ... سولو با feedback شروع ميشه و تو گام دو ديز مينور پنتاتونيك نواخته ميشه و دوباره بدون هيچ تكنيك و عجله اي... فواصل خيلي بلنده طوري كه حس گام پنتاتونيك رو كاملا به هم زده...در مورد احساسش هم كه وصف ناپذيره و به نظر من بهترين سولوييه كه با گيتار الكتريك نواخته شده (ميدونم االان ميگين comfrtabley numb و stairway to heaven و layla و ... پس چي؟ اما نظر من كماكان همينه!) به نظرم تا خودتون گوش نكنيد حرف هاي من بيهوده ست...شاهكاره... 3-Nottingham Lace متعلق به آلبوم enter the chiken كه البته قبلا به صورت سينگل پخش شده بود و تو خيلي از لايو ها نواخته بودش و در سال 2005 رسما release ش كرد ... درام خيلي خوب ميزنه و بيس هم چيزي از اون كم نداره... تم آهنگ خيلي به متال نزديكه و تا دو دقيقه فقط ريتم ميزنه... ريتم ها خيلي جديد و متنوع هستن و صداي گيتار و افكت ها هم در خلال هر كدوم از ريتم ها فرق ميكنه...از دقيقه 2:36 سولو رو همون بستر ريتميك و ريف گيتار شروع ميشه و بيشتر ميشه گفت يه ايده ي هنريه تا يه سولوي سازمان يافته!... چند تا موتيف تو گام دو مينور انتخاب شده كه بي نهايت زيباست و خيلي جالب توجه و بين اين موتيف ها بداهه نوازي انجام ميگيره كه خيلي كمتر ملوديكه و يه مايه هايي از shred هم داره ... اما خيلي احساسي و دلچسب...حس سولو خيلي معترضه و ديستورشن خيلي قوي تر از بقيه ي كاراي باكت هده... اينجا از گيتار Jackson flying v معروفش با پيكاپ هاي dimarzio x2n استفاده كرده و يه امپ messa كه دوستان ميتونن حدس بزنن چه نوع ديستورشني مد نظرش بوده...احساس سولو تو موتيف ها به اوج خودش ميرسه و تو improvise ها حس اعتراض شنونده رو با استفاده از تكنيك هاي سريع و شلوغ ارضا ميكنه...slow bend ها واقعا زيباست و تو يه همچين كار سريعي يه پارادوكس خيلي جالب ايجاد كرده...گرچه خيلي با تكنيك محض موافق نيستم اما به نظرم با توجه به ريتم و حال و هوا و حس آهنگ كار جالبي از آب در اومده ...اين سولو به نظر خيلي از اهالي موسيقي و گيتاريست هايي كه به موسيقي باكت هد توجه دارن بهترين سولوي باكت هده...به هيچ وجه از دستش نديد مخصوصا گيتاريست ها و علاقمندان به متال ... |
|
|
|
Colmaدوشنبه یکم مهر 1387داشتم آلبوم colma اثر buckethead رو گوش ميدادم حيفم اومد چيزي ننويسم...به نظرم اين اثر در مجموع بهترين اثر buckethead ميتونه باشه و پره از آهنگ هاي عالي و زيبا پر از احساسات بي نظير...نكته ي جالب اينه كه مبناي كار كاملا متاله اما آهنگ ها همه آروم و سبك تنظيم شدن و همه ي كارها هم غير از يكي با گيتار هاي آكوستيك سيم نايلوني و فلزي اجرا ميشه...موسيقي واقعا بي نظيره و احساسات تازه و بديع در سراسر آلبوم پخش شده... ملودي ها خيلي غم انگيز و رمانتيك ساخته شده و تمومش ناخودآگاه يه حس نوستالژيك رو در شنونده ايجاد ميكنه ( اسامي بعضي آهنگ ها مثل Watching The Boats With My Dad , For Mom , Machete و... هم در تلقين اين احساس بي تاثير نيست)...براي درام از drums machine استفاده شده اما چون خيلي كاربردي نداره نقطه ضعف محسوب نميشه...سبك گيتار نوازي باكت هد مثل هميشه يونيك و خاصه و خيلي خيلي ملوديك...كار به شدت جنبه ي ماورايي و انتزاعي داره و ملودي ها بي نهايت زيباست... اگر بخوام كار ها رو بر حسب سليقه ي خودم و فقط از لحاظ احساس موسيقي رده بندي كنم يه همچين چيزي ميشه: 1- Machete : بداهه نوازي گيتار الكتريك روي يه آرپژ زيبا...يكي از سه كار برتر باكت هد! يه سولوي كاملا احساسي. 2-Ghost : ورژن آكوستيك آهنگ بالا! ملودي گيتار آكوستيك سيم نايلوني بي نظيره... 3-Big Sur Moon : تكنوازي عجيب و غريب گيتار كلاسيك! يه آهنگ يك دقيقه اي كه با تمام آهنگ هايي كه شنيديد فرق داره... 4- Watching The Boats With My Dad : يه تكنوازي خيلي ساده ولي زيبا... 5- Ghost Pt. 2 : بازم تكنوازي اما خيلي با احساس... 6-Whitewash : آرپژ هاي عاليش من رو ديوونه كرده مخصوصا كه با delay هم همراهه... 7- For Mom : از اسمش معلومه چطور آهنگي ميتونه باشه! شش آهنگ بعدي هم خيلي زيبا و جالب توجهن اما به نظرم اين هفت تا هر كدوم يه شاهكاره...اين آلبوم رو به تمام علاقمندان به موسيقي با احساس و تاثيرگذار پيشنهاد ميكنم...نوع خاص آهنگسازي و سولو ها و ملودي ها و فضا سازي و بعضا تنظيم ها و از همه مهمتر نحوه ي نوازندگي باكت هد يه شاهكار رو خلق كرده...بين تموم آلبوم هاي موسيقي كه شنيدم شايد فقط electric tears اثر خود باكت هد با اين كار برابري ميكنه...به نظرم واقعا بي نظيره...حتما گير بياريد و لذت ببريد... |
|
|
|
R.I.P. Richard Wrightسه شنبه بیست و ششم شهریور 1387Richard Wright هم بر اثر سرطان در گذشت...در گذشت سید برت و ریک رایت زنگ خطریه برای نسل طلاییه راک دهه ی ۶۰ و ۷۰...یواش یواش باید خداحافظی کنن...چه تلخه از دست دادنشون برای ما که با موسیقی شون بزرگ شدیم... |
|
|
|
بررسی The Book of Austerity اثر شهرام ناظریدوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
تو موسيقي سنتي ايران بعضي آلبوم ها و قطعات هست كه خيلي جذبم ميكنن و ازشون لذت ميبرم از اون جمله ست آتشي در نيستان( شهرام ناظري) ، شب،سكوت،كوير(كلهر،شجريان)،پيوند(جلال ذوالفنون) و...به اين موضوع كه موسيقي ايراني پر از حسه خيلي اعتقاد دارم و خيلي از اين قضيه برميگرده به در لحظه و بداهه بودنش...اينا رو گفتم كه بگم چند ماهيه كه يه آلبوم جديد به شدت نظرم رو جلب كرده و خيلي خيلي ازش لذت ميبرم...اين آلبوم كه با اسم The Book of Austerity تو فرانسه و اروپا release شده هنوز تو ايران موفق به دريافت مجوز نشده...آهنگسازي از دکتر فرزاد لایق و خوانندگي از شهرام ناظريه و تنظيم هم كه معمولا تو موسيقي سنتي صورت نميگيره و چون معمولا همه تو يه دستگاه ميزنن ميدونن كه چي بايد بزنن... يكي از نكات خيلي جالب اين آلبوم انتخاب شعره...اشعار قطعات اول و دوم از بزرگاني مثل اخوان ثالث و احمد شاملو و...انتخاب شده اما از قطعه ي 3 تا قطعه ي 9 يك شعر براي خوندن انتخاب شده...يه شاهكار از دكتر شفيعي كدكني در مرثيه ي شاعر بزرگ مهدي اخوان ثالث...هفت قطعه رو با اين يك شعر اجرا ميكنه و تو هر قطعه يك قسمتش رو ميخونه و يه بار ديگه ثابت ميكنه كه شعر نو براي سوار شدن رو موسيقي سنتي مناسب تر از شعر هايي با غالب كلاسيكه... از نكته هاي جالب ديگه ي آلبوم ساز بندي و ريتم ها متنوع كارهاست كه فقط در سه قطعه ساز ضربي استفاده شده...كمانچه ساز غالبه و بربط و سه تار و ويولن و دف و تمبك هم بيشترين استفاده ها رو تو قطعات مختلف دارن... قطعات شاخص و زيباتر به نظر من اين قطعات هستن كه در نوع خودشون بي نظير به حساب ميان: قطعه ي شماره 1 : Silence Engulfs اين قطعه از اين جهت جالبه كه يه آرپژ خيلي ساده با عود اجرا ميشه و در چند آكورد تكرار ميشه و روش يه بداهه نوازي خيلي زيبا و جالب سه تار نواخته ميشه...كوك سه تار رو تغيير دادن و يه جورايي ميشه گفت كل موتيف هاي مورد استفاده در سراسر آلبوم رو تو اين بداهه نوازي ميشه شنيد! در نهايت هم روي همون آرپژ دو بيت از شعر "كاوه يا اسكندر؟" اثر شادروان اخوان ثالث رو ميخونه و قطعه تموم ميشه...از نظر حسي به نظرم يكي از بهترين قطعات آلبومه...نكته ي ديگه ش اينه كه هارموني استاتيكه و در طول آهنگ شايد دو يا سه آكورد به كار رفته در حالي كه ملودي مخصوصا سه تار خيلي متنوع و ديناميكه كه تركيب جالبي رو تشكيل داده.... قطعه ي شماره 3: These Falling Nights يه قطعه ي آوازي كه با ويولن و كمانچه همراهي ميشه و ابتداي شعر مرثيه رو ميخونه ...نكته ي جالب اينه كه تقريبا اواسط قطعه از يه صداي بم تو كلمه ي "چنين" به يه صداي خيلي زير ميرسه و اوج ميگيره كه اين حركت يعني بالا رفتن از چند اكتاو تو يه كلمه اونم بدون هيچ كشيدني در نوع خودش خيلي جالبه...جواب آواز ها هم كه اغلب با كمانچه ست به نظرم درخشانه... قطعه ي شماره ي 5 : Only You دقيقا شبيه قطعه ي شماره ي 3 فقط يه كم طولاني تر با همون سبك آواز و موتيف و جواب آواز و ...يه قسمت ديگه از شعر رو ميخونه كه زيبا تر از قطعه ي قبله... قطعه ي شماره 7 : Song Of Mirrorlands اوج كار آلبوم و آواز و شعر و ريتم! يكي از قطعات درخشان و قابل توجه موسيقي سنتي در چند سال اخير...ويولن ها يه ريف رو اجرا ميكنن كه از 4 نت تشكيل شده و كل آواز روي اين ريف اجرا ميشه...شهرام ناظري عالي ميخونه و قدرت صداش رو به رخ ميكشه...شعر هم زيبا ترين قسمت مرثيه و اوج مرثيه به حساب مياد كه هم ار لحاظ هنري و احساسي قابل توجهه هم ار لحاظ اجتماعي و سياسي: بر آن شاخ بلند اي نغمه ساز باغ بي برگي...بمان تا بشنوند از شور آوازت ...درختاني كه اينك در جوانه هاي خرد باغ در خوابند...بمان تا دشت هاي روشن آينه ها ، گل هاي جوباران...تمام نفرت و نفرين اين ايام غارت را ... ز آواز تو دريابند... بقيه قطعات هم خيلي زيبا و مكمل اين چند قطعه ست و يه جورايي يه concept album رو تشكيل ميده كه نظيرش رو قبلا تو موسي و شبان ناظري ديده بوديم... قطعه ی شماره ۲ هم بین قطعات ضربی محشره ...مخصوصا آخرش... آلبوم رو چند موتيف ساده بنا شده كه فاقد ربع پرده هم هست و نزديك به موسيقي كلاسيك ...تا حالا استفاده از هارموني استاتيك رو هم با شيوه ي آرپژ تو موسيقي سنتي نديده بودم كه به نظرم نو و جالب اومد...در كل خيلي مدرن و نزديك به سليقه ي امروزي موسيقي بود در حالي كه نه تلفيق بود و نه فاكتوري از موسيقي سنتي رو حذف كرده بود(ربع پرده تو ملودي ها بود اگرچه تو موتيف ها نبود...) كه از اين جهت كه نشون ميده ميشه كارهاي نو و جديد هم تو موسيقي سنتي كرد خيلي شايان توجه بود... آواز ناظري هم خيلي جالب بود مثل هميشه...فقط يكي دو نكته ش خيلي جالب تر بود ...تحرير ها واقعا با تجربه اجرا ميشد و مرز بين نت ها اونجور كه تو موسيقي سنتي معموله معلوم نبود...يعني از يه نت تا نت ديگه صدا قطع نميشد( ها ها ها ها هي هي هي!!) و گاهي اصلا متوجه نميشي كه داره يه گوشه رو اجرا ميكنه!!!كه به نظرم خيلي با كليشه ي آواز سنتي فاصله داشت و جالب بود(اين مدل آواز رو تو "شب، سكوت،كوير" هم ميشه شنيد)...ته لهجه ي كرمونشاهي ناظري هم به نظر من خيلي شيرين و جالبه(البته بدون تعصب ميگم!) و حال و هواي كار رو باستاني تر ميكنه... در كل خيلي با اين آلبوم حال كردم( يه چيزي خيلي بيش از حد معمول) و از احساسش هم به شدت راضي ام و تو اين چند ماه تقريبا روزي نيست كه نشنيده باشمش و هنوز هم برام تازگي و طراوت داره...به همه ي علاقمندان به موسيقي شديدا پيشنهاد ميشه...دست شهرام ناظري درد نكنه!... |
|
|
|
بررسي آلبوم متاليكا Death Magneticجمعه بیست و دوم شهریور 1387همونطور كه قول داده بودم يه بررسي ساده با هم داشته باشيم از آلبوم جديد متاليكا به اسم Death Magnetic : چند مطلب كلي: 1-كار جديد خيلي با كار هاي قبلي از جمله load , reaload , st. anger فرق داره و حال و هواش بيشتر شبيه به كاراي دهه ي 80 و گروه هايي مثل اسلير و مگادث و خود متاليكاست... 2-تهيه كنندگي به هيچ وجه تعريفي نداره و من هيچ وقت نتونستم با rick rubin ارتباط برقرار كنم (كار هاي اين مرد بيشتر به درد طرفداران دو آتيشه ي متال اونم از نوع ترش ميخوره! نه من كه ديوونه ي راكم!) من عاشق افكت هايي مثل ديلي و ريوربم!!! 3-كوك گيتار ها استاندارده كه به نظرم اگر يك مقدار بم بود بهتر بود البته نه در سطح گروه هاي اصيل ترش مثلا اسلير... اما اگر مثلا نيم پرده بم ميشد به جايي برنميخورد و گوش مارو هم آزار نميداد! 4-در مورد درام همين حالا نظر كلي ميدم : مزخرف! 5-در مورد گيتار بيس هيچ نظر خاصي ندارم چون با هر ترفندي كه زدم چيزي نشنيدم (به غير از يه جاهايي تو unforgiven)! 6-طبق معمول هيچ نكته ي خاص تئوريكي تو آلبوم وجود نداره و هارموني ها كماكان استاتيكه! ذاتا در مورد تئوري گروه هايي مثل متاليكا و اسلير و مگادث(غير از سولو هاي فريدمن) نميشه زياد صحبت كرد...برخلاف dream theater و يا مثلا liquid tension كه ميشه صفحه ها راجع به تئوريشون نوشت... 7-خيلي در مورد مسائل تكنيكال نظر نميدم چون ديد من تو موزيك بيشتر احساسيه ...
حالا نوبت ميرسه به بررسي تك تك آهنگ ها:
That Was Just Your Life لحظه ي اول كه شنيدم فكر كردم با يه sad but true ي ديگه طرفم و كلي ذوق كردم! اما ريتم تند شد و بيشتر از اينكه من رو ياد متاليكا بندازه ياد cob انداخت! نميدونم چي بايد در مورد اين آهنگ بگم؟! يه ريتم ساده و يكنواخت و يه وكال يكنواخت تر! سولوي آهنگ كاملا نا پخته ست! با wah pedal نواخته ميشه و بيشتر شبيه به سولو هاي ديو ماستين در اوايل كارش...زياد تعريفي نداره ...كلا به نظرم بدترين آهنگ آلبوم همين آهنگه...
The End Of The Line ريتم آهنگ قشنگ تر و قابل تحمل تره و خيلي هم شبيه به master of puppets (البته بيشتر زير وكال نه اون ريتم فانتزي بين وكال ها) جيمز قشنگ ميخونه و كمتر اصرار داره به خارج شدن و ادا در آوردن... فقط يك نكته ي منفي داره اونم اينه كه تو كل آهنگ با يه رنج صدا ميخونه و اوج و فرود خاصي نداره( به غير از يك قطعه آخر آهنگ)...سولو هم كاملا تكنيكال باز هم با واه پدال و يك مقداري سوييپ و بعد يك جمله بندي با استفاده از ليك هاي خاص خودش كه مدام از بالا به پايين تكرار ميشن و تحت تاثير رندي رودز از امضاهاي كرك همت محسوب ميشن...يكي از نكات جالب آهنگ تقريبا نزديك به پايانشه كه ريتم گيتار به آرپژ تبديل ميشه و جيمز زيباتر ميخونه ...از اين قسمت خوشم اومد ...بعد از اين قطعه ميشد يه سولوي ديناميك يا حتي ژيمناستيك زيبا قرار داد كه به هر حال صلاح مملكت خويش خسروان دانند...
. Broken, Beat & Scarred هر دو گيتار اول اين آهنگ عالي عمل ميكنن و ريف خيلي جالبي اجرا ميكنن و كلا از ريف هاي اين آهنگ خيلي راضي بودم...انرژي ريتم خيلي نزديكه به كار هايي مثل enter sand man (البته نه به اون خوبي و قدرت)... جيمز بهتر از دو آهنگ قبل ميخونه اما كماكان يكنواخت...سولو هم كاملا تكنيكيه و اصلا هيچ اثري از ملودي زيبا و ريف قوي اين آهنگ توش نيست...معمولا كرك همت عادت داشت كه انرژي آهنگ رو به سولو انتقال بده و سولو رو به اوج كار برسونه كه اين اتفاق غير از يه جا تو اين آلبوم نيفتاده...بهترين نكته ي اين آهنگ ريف خوبشه...
The Day That Never Comes بهترين آهنگ آلبوم! دقيقا بر مبناي كليشه ي معروف متاليكا : شروع با يه آرپژ زيبا و خوندن آروم و بعد ريف و سريع شدن نامحسوس آهنگ در خلال زمان و بعد هم سولو . كليشه اي كه شاهكارهايي مثل one , fade to black , sanitarium و... باهاش خلق شد اين بار هم جواب داده...ممكنه كه در وحله ي اول مثل اونا نباشه اما مطمئنم يه روزي از كلاسيك هاي متاليكا به حساب خواهد آمد...maybe another ONE! . ريتم آهنگ قشنگه و جيمز هم خيلي خوب ميخونه (نسبت به كاراي ديگه ي آلبوم) ... اما انگار هر چيز خوبي تو اين آلبوم بايد با يه نقطه ضعف همراه باشه ! يه سولوي كاملا سردستي و ساده كه در يك سطح خيلي پايين قصد داشته fade to black و يا حتي welcome home رو يادآوري كنه و اصلا هم موفق نبوده! كار جايي خراب تر ميشه كه كرك هوس ميكنه با يه ترمولو پيكينگ بي ربط و بد صدا روي يك سيم سولو رو تموم كنه! كل كار رو با اين حركتش خراب ميكنه! توي كاري به اين زيبايي سولو واقعا نقطه ضعف بزرگي به حساب مياد...
. All Nightmare Long يه آهنگ كاملا دهه ي هشتادي بر مبناي استاندارد هاي ترش... ريتم سريع و وكال همراه با جيغ و داد! فقط نكته ي جالبش اينه كه ريفي كه زير آواز نواخته ميشه خيلي قشنگه...اينقدر زيبا كه كرك همت اول سولوش چند بار تكرارش ميكنه اما حيف كه دوباره خرابش ميكنه و ميره سراغ ليك هاي دم دستي و تكراري دهه ي هشتاد كه حتي تو متدها هم تكراري شده! قسمت دوم سولو هم به همين منوال يه كم بازي با واه پدال و بعد دوباره اصرار بر ليك هاي تكراري تو جمله بندي...اگر از ريف آهنگ به عنوان موتيف استفاده ميكرد و يه سولو بر مبناي اون ميساخت شايد جالب ميشد...قبلا هم اين كارارو كرده و جواب داده...
Cyanide نظر خاصي راجع به اين آهنگ ندارم غير از اينكه درام و يكي دو جا آرپژ هاي گيتار سعي در ياد آوري enter sand man دارن...يه سولوي ساده هم كرك همت تو box ميزنه كه نسبتا بلوزي تر از بقيه ي كاراشه...بعدشم دوباره جريان همون ليك و تكرار و اينا!
The Unforgiven III اين آهنگ هم اسم خيلي بزرگي داره و هم يه opening خيلي خاص كه تا حالا از متاليكا نشنيده بوديم و به نظرم زيباست...ريتم آهنگ و آرپژ ها زيبا و قابل قبوله ...ملودي آواز خيلي زيبا نيست و به اون دوتاي ديگه نميرسه اما جيمز خيلي خوب ميخونه ...خيلي بهتر از بقيه ي كاراش تو اين آلبوم...با اوج و فرود هاي به جا و وسعت قابل قبول...آهنگ جالبيه و ارزش قرار گرفتن در كنار اون دو تاي ديگه رو براي تشكيل يك سه گانه ي تاريخي داره(گرچه اين سه گانه هم يه سير نزولي داره اما با شيبي خيلي كمتر از شيب سير نزولي متاليكا!)...موضوع وقتي جالب تر ميشه كه كرك همت اينجا واقعا براي سولو زحمت كشيده و سولو رو هم جاي خوبي قرار دادن دقيقا در اوج آهنگ! اگر اين سولو تو اين آلبوم نبود دق ميكردم! دوباره ملودي و دوباره ساستين رو واه پدال ودوباره dubble stopsودوباره اومدن سولو از اوج به فرود به صورت برعكس...چيزايي كه كرك همت با اينا معروف شد و موندگار... دلم تنگ شده بود براي اين كاراش!..ويولن سل زير آواز قبل از سولو هم جالب توجه! آدم رو ياد كاراي گوتيك ميندازه...دابل استاپس اول سولو هم محشره و شديدا منطبق بر سليقه ي اينجانب...اين آهنگ براي من بهترين كار آلبوم بود گرچه ملودي ش به زيبايي the day that never comes نبود اما بيشتر از همه ي آهنگ ها براش زحمت كشيده بودن...خوشحالم كه اسمشو خراب نكرد... The Judas Kiss نظر خاصي راجع به اين كار ندارم غير از اينكه خوشم نيومد! تنها نكته ي جالب اين كار سولوي كرك همته كه از 4 بخش تشكيل شده : قسمت اول يه opening كاملا ژيمناستيك و فانتزي كه با واه پدال زحمتش رو كشيده و سريع وارد ميشه به قسمت دوم كه دوباره همون ليك هاي تكراري و جمله هاي ساده و ترمولو پيكينگ هاي تك سيم و اين حرفاست...بعد جيمز يه تيكه وكال مياد و سولو وارد قسمت سومش ميشه كه يه سولوي كاملا كلاسيك hair metal محسوب ميشه از همونا كه slash ميزنه! بعد هم يه فرود ژيمناستيك ديگه با واه پدال... خيلي قشنگ نيست اما از لحاظ تنوع جالبه...
Suicide & Redemption يه بي كلام كه خيلي خيلي فاصله داره با شاهكاري مثل orion . به دل من كه اصلا ننشست... يه قسمت هاي مابين كار در آرامش محض ريف هاي جالبي اجرا ميشه اما خيلي زود دوباره بر ميگرده به ريتم اول و بيس نوازي خيلي سطح پايين رابرت ترويلو...سولو هم از نكات مثبت آلبومه با يه شروع فانتزي و مقداري بلوز اضافه! من كه خوشم اومد...
My Apocalypse از همه جهت ياد آور damage inc. ! ريتم خيلي تند و درام لاين سريع و ساده و سولوي غير ملوديك و آواز يكنواخت...من با خود damage inc. هم حال نميكنم! چه رسد به اين ...
موخره: جيمز مثل هميشه عالي بود! اصلا من اين شخص رو دوست دارم مخصوصا اگر اينجوري سرحال و خوب باشه!... آهنگسازي قابل قبول و ريف ها و ريتم هاي زيبا و بعضي جاها خيلي زيبا و آواز هم با توجه به سنش خيلي خوبه.(از برخورد همراه با تعصب در مورد اين مرد و چند نفر ديگه نميتونم پرهيز كنم شما ببخشيد!)... اما نكته ي جالب و اصلي اين آلبوم براي من و همه ي گيتاريست ها كرك همت بود ... گرچه ليك ها و سولو ها تكراري بود...غير از يكي دوجا خبري از ملودي نبود ...استفاده از واه پدال بيش از حد بود تا جايي كه گاهي فكر ميكنم براي پوشوندن ضعف هاي ملوديك سولو استفاده شده بود... تكنيك ها خام بودن و جهت گول زدن گوش عوام ! مثل ليك هاي تكراري و ترمولو پيكينگ روي يك سيم و ...اما باز هم كرك رو براي يك تجربه ي جديد و تكرار نكردن خودش اونم تو اين سن تحسين ميكنم... |
|
|
|
...سه شنبه نوزدهم شهریور 1387
دو مطلب: 1-بعد از سال ها نوازندگي تكنيكي و سعي در نواختن سوييپ و سوييپ تپينگ و سرعت بالا و ترمولو پيكينگ و ... به اين نتيجه رسيدم كه نت هدر ميدادم!!! به نظرم تموم زيبايي گيتار الكتريك به كشش نت هاش و هارمونيك هاي مصنوعي و لرزش عميق نت هاست...شايد بعد از اين اونجوري كه هميشه دوست داشتم بنويسم و بنوازم...فارغ از تموم نظراتي كه راجع به نوازندگي غير تكنيكي توي مملكت ما مد شده... 2-به زودي يه بررسی كامل از آلبوم جديد متاليكا مينويسم و نظرم رو ميگم...منتظر باشيد... |
|
|
|
گيتار هاي قرمز!سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ميدونم سوييپ هايي كه yngwie malmsteen ميزنه واقعا سريع و وحشتناكه ! ميدونم كه زدن اون سكانس ها كار هر كسي نيست ... ميدونم تكنيك گيتار نوازيش واقعا بي نظيره... ميدونم michael angelo با هر دو دست گيتار ميزنه ... ميدونم اينقدر سريعه كه گاهي وقتا نميشه شنيد چي ميزنه ! ميدونم cross picking هاش معركه ست! ميدونم paul gillbert تقريبا هر چي كه بخواد ميتونه با سازش بزنه! ميدونم با دندون سوييپ ميكنه ! ميدونم رومترونوم200 دولا چنگ ميزنه! ميدونم تپينگ هاي micheal romeo بيشتر شبيه معجزه ست! ميدونم سوييپ تپينگ هاش خيلي خيلي سخت و پيچيده ست...ميدونم سرعت ترمولو پيكينگ هاي john petrucci وحشتناكه...ميدونم سولويي رو كه مينويسه دو ماه طول ميكه تا خودش بزنه! ميدونم از لحاظ تئوري و هارموني گاهي جادو ميكنه! ميدونم تك تك نت هاي سولو هاش از لحاظ تئوري و كنترپوان حساب شده ست...ميدونم guthrie govan از لحاظ تكنيك گيتار نوازي سطح بسيار بالايي داره ...ميدونم كه خيلي پيچيده ميزنه و كاملا به جز و فيوژن سواره...ميدونم تنظيم هاش و تعويض تايم سيگنچرهاش خداست! ...ميدونم jeff loomis ... ميدونم jason becker ...ميدونم alexi laiho...ميدونم ... ميدونم... ميدونم!!!!... اما با عرض پوزش از اين خدايان گيتار و شما دوستان بايد بگم كه david gilmour و eric johnson وaxel rudi pell و slash و andy timmons و joe satriani وmark knopfler و george lynch و... رو با پنتاتونيك ها و بلوزهاي ساده شون و كاراي كاملا راك و احساسيشون ترجيح ميدم!...بايد متوجه شده باشيد كه از اون دسته آدمام كه تو موسيقي و هنر به شدت طرفدار احساسم تا تكنيك و معتقدم اگرم تكنيكي هست فقط بايد در خدمت بيان احساس باشه نه بيشتر...هميشه معتقدم رنگ نوازندگي اين دسته از گيتاريست ها مخصوصا گيلمور و رودي پل قرمزه! پ.ن.:تو اين ليست buckethead يك استثناست چون به اندازه ي همه ي اون بالايي ها تكنيكيه اما تو تقريبا نيمي از كاراش به هيچ وجه خبري از تكنيك نيست و احساسش كاملا با من جوره...برادران متعهد steve vai و marty friedman و vinnie more و ... هم با وصف اينكه تو ليست بالا نميگنجن و احساسي تر ميزنن به هيچ وجه من رو ارضا نميكنن!! احساسم اصلا با كاراشون تطابق نداره... به هر حال سليقه ست ديگه...
|
|
|
|
Bucketheadپنجشنبه هفتم شهریور 1387هر وقت به موسیقی عالی فکر میکنم بی اختیار این اسم به ذهنم میاد: Sea Of The Expanding Shapes_Buckethead گرچه از آلبومش خیلی خوشم نمیاد و به نظرم کار خیلی جالبی نیست ولی این پارت بی نظیره... گام پنتاتونیک و اینجور سولویی؟ تقریبا تو مایه های معجزه ست! |
|
![]() |
|
![]() |
ذهن زیبا
نقطه ای دلخواه، در مثلث یونگ - نیچه - کافکا



