تبليغاتX
ذهن زیبا





ساسی مانکن و هرمنوتیک!

جمعه هفدهم مهر 1388

در جریان یک جشن عروسی مبارک! دریافتم که تا آن شب، نه از یک شخص یا از یک موزیسین، که از یک اندیشه محروم بوده ام! اندیشه ای به اسم :ساسی مانکن!
می فرمایند که:

"آقایون! خانوما! یکی تون زودی به من بگه، این دخی ه که تنگه مانتوش! صورتیه رنگ پالتوش! چجوری رقص تانگوش؟"

در تحلیل نهایی وقتی تقابل زیبای "خانوم ها" و "دخی" را کنار هم قرار می دهیم و دیالکتیک هگلی اش را در می یابیم، یا مثلا جناس "مانتو" و "پالتو" که یکی "زیر" آن یکی قرار می گیرد! یا کاربرد قید "زودی" که اشاره به زمان کم انسان در جهان و مرگ آگاهی هایدگری دارد و یا مثلا رنگ صورتی که در تحلیل یونگی نماد عشق و علاقه است و در موازات رقص "تانگو" قرار می گیرد و نشان از آینده نگری شاعر دارد و تفاوط! و غیریت دریدایی معشوق شاعر با به کار بردن واژه ی متفاوط "دخی" و خیلی مطالب دیگر که در حین پرسش از متن خود را آشکار می سازند، این نتیجه به ذهن متبادر می شود که الحق و والانصاف حتی شاعری همپایه ی شاملوی کبیر هم انگشت کوچک شاعر این اثر نبوده است!

جالب اینجاست که شاعر بزرگ، مانند بسیاری از بزرگان اهل تمیز و آقایان اتو کشیده، از سیاست هم فراری نیست و با آیرونی بسیار هوشمندانه ای بزرگترین قدرت های زمانه را در مقابل خود قرار می دهد و بدینسان رسالت روشنفکری خود را نیز به خوبی به انجام می رساند آنجا که می فرماید:

"آقا! یه بار بوش زنگ زد و گفت این خانومه که خیلی دلبره، از جنیفر لوپز مام بهتره، نیناش ناش هم بلده؟"

و اینجا نه تنها بزرگترین قدرت سرمایه داری به چالش کشیده می شود بلکه با نام بردن از "جنیفر لوپز" مظاهر فرهنگی غرب که روبنای همان نظام است نیز زیر سوال می رود و در چرخشی نبوغ آمیز نماد فرهنگ شرقی با واژه ی "نیناش ناش" جایگزین می گردد.

از قسمت های دیگری که شاعر به سیستم سرمایه داری دنیا حمله ور می شود آنجاست که می گوید:

"لباش چطور؟ سرخه؟ واسه فروش نداره غرفه"

و هنرمندانه با آوردن نمادهای اصلی سرمایه داری مانند "فروش" و "غرفه" به قلب این نظام می تازد و به "بت وارگی کالا" که حتی "لب" معشوق را هم شامل می شود اعتراض می کند.

با در نظر گرفتن آثار دیگر این شاعر برای پی بردن به ساختار اصلی آثار وی و نفوذ به کنه گفتمان زمانه ی او به قطعه ای بر می خوریم که حاکی از سلوک معنوی بسیار پیشرفته ی وی است. شاعر در سلوک خود به چنان درجات معنوی ای رسیده که می فرماید:

"از رو برج میلاد می پرم! کنسرت ساسی می برم!"

و چنین ادعایی که پس از پریدن از ارتفاع چند صد متری برج میلاد، شاعر به کنسرت موسیقی رپ! می رود شاهدی بر مدعای ماست.

زهی معرفت و سعادت و هنر ... حق تعالی نصیب بفرمایند!


 
 



    تز : ادبیات
    آنتی تز : تاریخ
    سنتز : مهندسی عمران...
    ...
    تز : مهندسی عمران
    آنتی تز : موسیقی
    سنتز : فلسفه...
    ...
    تز : فلسفه
    آنتی تز : روانکاوی
    سنتز : داستان نویسی...
    ...
    شاید از نظر شما بین تز و آنتی تز های من هیچ سنخیتی نباشه... اما حقیقت همینه که گفتم!!!...

    پ.ن.: لطفا کسانی که امر بهشون مشتبه شده مطالبی رو که من در موردش صحبت میکنم ارث پدرشونه توجه کنن:
    این مطالبی که اینجا میبینید:
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه
    نظر شخصیه

    dreamophobia@yahoo.com



Blog Skin